در حال بارگذاری اطلاعات ...
درباره ما
    برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!

    میدانی چرا؟!

    امامِ گذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،

    اما امامِ حاضر را باید فرمان ببرند.

    وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...

    حبیب الله نعیمی هستم دانش آموز کلاس سوم ریاضی در دبیرستان تیزهوشان میناب.
    در غنی سازی این وبلاگ! از حسینیه شبکه اجتماعی نت ایران و سایت تخصصی امام حسین (ع) یاری گرفتم. امید است با نظر دادن به مطالب ما را در رشد و پیشرفت وبلاگ یاری رسانید.
    با دیدن صفحه اصلی وبلاگ جدید ترین مطالب را از دست ندهید!
    التماس دعا
معرفی صفحه
دل را می­‌میراند، اشک را جاری می­‌سازد و غم را بر آستان قلب آدمی مسلط می­‌کند. 
مصیبت کاروان اسیران حسین، جان امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) 
را زخمی و مجروح می­‌کند.کاروان باید مسیر طولانی و بلند کوفه تا شام را طی کنند تا به یزید و 
یزیدیان برسند.
ادامه مقاله در ادامه مطلب 
نوشته شده در جمعه 22 آذر 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), دلدادگان, مقالات, کربلا,
برچسب ها: شام, حضرت سجاد(ع), زینب کبری(س),
نظرات ()
رسیدن كاروان اسرا به شام
در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شهر شام رسیدند، 
ابراهیم بن طلحه بن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیك شد، 
و كینه هایی كه از جراحت شمشیرهای جنگ جمل در سینه ذخیره كرده بود ظاهر 
ساخت و به حضرت گفت: دیدی غلبه با كیست؟ حضرت فرمود: 
اگر می خواهی بدانی غالب كیست صبر كن تا هنگام نماز اذان و اقامه بگو، 
آن وقت می دانی آوازه چه كسی تا قیامت باقی است.
تقویم شیعه،ص45

ورود اسیران به دمشق و درخواست امّ كلثوم از شمر
گروه دشمن، سر مقدّس امام حسین علیه السّلام را همراه بانوان و اسیران به سوى 
دمشق مى‏بردند، هنگامى كه نزدیك دمشق رسیدند، حضرت امّ كلثوم علیها السلام كه 
جزو اسیران بود، نزد شمر آمد و فرمود: «من درخواستى دارم.» شمر گفت: آن چیست؟
امّ كلثوم علیها السلام فرمود: «وقتى كه ما را وارد شهر دمشق مى‏كنى، 
ما را از دروازه‏اى وارد كن، كه تماشاچى كمترى داشته باشد و به این سپاه 
پیشنهاد كن كه سرها را از بین محمل‌ها بیرون ببرند و از ما دور كنند؛ 
زیرا از بس ما را در حال اسارت دیدند كه رسوا شدیم.» شمر از روى ناپاكى و 
ظلمى كه داشت در پاسـخ به درخواست امّ كلثوم علیها السلام به عكس دستور داد؛ 
سرهاى شهدا را بر بالاى نیزه‏ها كردند و در میان محمل‏ها عبور دادند و 
در نتیجه اهل بیت امام‏ حسین علیه السّلام را به صورت اسیر در میان تماشاگران 
حركت دادند تا آنان را كنار دروازه دمشق آوردند و آنها را در روى پله‏هاى مسجد جامع، 
در همان جا كه اسیران را نگه مى‏داشتند، سر پا نگه داشتند.

مجلس یزید و گریه همه حاضران‏
سپس اسیران آل محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم كه از كنیزان و زنان و 
بازماندگان حسین علیه السّلام بودند و آنان را در ردیف همه به ریسمان بسته بودند، 
وارد مجلس یزید كردند، وقتى كه آنها در آن وضع در برابر یزید قرار دادند، 
امام سجّاد علیه السّلام رو به یزید كرد و گفت: 
انشدك اللَّه یا یزید! ما ظنّك برسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم لو رءانا على هذه الصّفة؛ 
تو را به خدا سوگند اى یزید: به گمان تو اگر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم 
ما را با این وضع مشاهده مى‏نمود چه مى‏كرد؟

نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, مقالات, زینب کیری (س), احرام محرم(حیای مقدس),
برچسب ها: شام, حضرت سجاد(ع),
نظرات ()
هنگامی که از امام سجاد (ع) سؤال کردند در این سفر کجا از همه بیشتر به شما سخت گذشت
امام فرمودند :
الشام ، الشام ، الشام
.
(سوگنامه آل محمد، ص408؛ ناسخ التواریخ، ص304)

ذکر مصیبت می‌کند: الشام الشام

تا یاد غربت می‌کند: الشام الشام

منزل به منزل درد و داغ و بی کسی را

یک جا روایت می‌کند: الشام الشام

موی سپید و چهره ای در هم شکسته

از چه حکایت می‌کند: الشام الشام

هر روز با اندوه و آه و بی شکیبی

یاد اسارت می‌کند: الشام الشام

در این دیار پُر بلا هر کس به نوعی

عرض ارادت می‌کند: الشام الشام

یک شهر چشم خیره وقت هر عبوری

ابراز غیرت می‌کند: الشام الشام

هر سنگ با پیشانی مجروح خورشید

تجدید بیعت می‌کند: الشام الشام

قرآن پرپر روی نیزه غربتت را

هر دم تلاوت می‌کند: الشام الشام

قلب تو را یک مرد رومی با نگاهش

بی صبر و طاقت می‌کند: الشام الشام

هر جا که دارد خوف از جان تو، عمه

خود را فدایت می‌کند: الشام الشام

جان می دهی وقتی به لبهایی مقدس

چوبی جسارت می‌کند: الشام الشام

کنج تنوری حنجری آتش گرفته

ذکر مصیبت می‌کند: الشام الشام
نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس),
برچسب ها: روایات, شام, زینب(س),
نظرات ()
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, احرام محرم(حیای مقدس),
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()




نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س),
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), احرام محرم(حیای مقدس), تصاویر,
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
مسئولین حرم مطهر عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها 
برای نخستین بار در دو سال گذشته با نصب تعدادی پروژکتور 
در اطراف گنبد و گلدسته های حرم مطهر جلوه خاصی به آن داده‌اند.


پس از آزادسازی شهرک "الحجیره" واقع در ریف دمشق جنوبی 
حرم حضرت زینب سلام الله علیها برای اولین بار پس از دو سال نورانی شد. 
مسئولین حرم مطهر عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها برای 
نخستین بار در دو سال گذشته با نصب تعدادی پروژکتور در اطراف گنبد 
و گلدسته های حرم مطهر جلوه خاصی به آن داده‌اند.
چند روز پیش یگان‌های ارتش سوریه موفق شدند، 
تسلط شبه کامل خود بر منطقه الحجیره در ریف جنوبی دمشق را 
اعمال کنند که شاهد درگیری‌های شدید و سخت میان ارتش سوریه با گروه‌های مسلح بود.
با به دست گرفتن کنترل منطقه الحجیره توسط نیروهای 
ارتش سوریه امنیت منطقه زینبیه سلام الله علیها و بارگاه مطهر حضرت 
زینب سلام الله علیها بیش از پیش تامین می‌شود.گرچه حملات تروریست ها 
در آستانه عاشورای حسینی به حرم حضرت زینب سلام الله علیها شدت گرفته بود 
اما عاشقان امام حسین علیه السلام مانند هر سال مجالس عزاداری ایام محرم را 
در حرم حضرت زینب سلام الله علیها و برخی محله های دیگر دمشق برپا کردند.
نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س),
برچسب ها: شام, خبر, تصزینب(س),
نظرات ()
دســـته
دســـته
بغــض ...
در گلـــو ...

زود اســت ...

" تـکیـه " هــا را
جــمع نــکنید...

هــنوز
کــاروان در راه ست و
خــرابــه در پیــش ...

زیــنب (س)
" تکیــه " گــاهی
نــدارد ...

الســلام علیكــــــــ
یا ام المصائب یا زینب كبری (س)

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), احرام محرم(حیای مقدس), اشعار ناب ماه محرم, تصاویر,
برچسب ها: اشعار, زینب(س), شام, تصاویر,
نظرات ()
پس از آنكه حضرت زینب(س) و سایر زنان وارد مجلس یزید شدند 
و مورد تجلیل و تكریم قرار گرفتند، به یاد تحقیر و اهانت هایى افتادند 
كه در همین مجلس از سوى یزید به ایشان شده بود. از این رو، 
نخست مشغول ناله و زارى شدند.

پس از لحظاتى یزید از پشت پرده سر بر كشید و از آنان معذرت خواهى 
كرد و به حضرت زینب(س) گفت: ناله و شیون چه فایده دارد؟! 
صبر و بردبارى پیشه ساز! و از هم اكنون شما این اختیار را دارید 
که در دمشق باشید یا به مدینه بروید. و ضمناً هر نوع حاجتى دارید بگویید تا بر آورده نمایم.

در این هنگام حضرت زینب (س) بدون اینكه اظهار كوچكى و زبونى كند، 
یزید را یا بن الطلقاء خطاب کرد و سه چیز از او درخواست كرد:

1- عمامه نیایش پیغمبر(ص) كه آن را از سر امام حسین(ع) برداشته بودند.

2- مقنعه مادرش حضرت فاطمه(س) كه آن را از زینب (س) ربوده بودند.

3- پیراهن برادرش حسین(ع) را كه از بدنش بیرون آورده بودند.

نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س), تصاویر, مقالات,
برچسب ها: روایات, شام, زینب(س),
نظرات ()


هنگامى که زنان کوفه با مشاهده اوضاع و احوال کاروانیان حسینى، 
زارى مى‏کردند، و گریبانهاى خود را چاک مى‏زدند و مردان کوفى نیز 
بهمراه آنان مى‏گریستند و بیتابی‌ها مى‏کردند، حضرت زینب علی‌ها السلام بر 
سر مردم نهیب زد که: «خاموش باشید!»

با این نهیب، نه تنها آنه جماعت انبوه ساکت شدند بلکه زنگ شتران نیز از صدا افتاد.

آنگاه حضرت زینب علی‌ها السلام پس از حمد و ستایش پروردگار و 
درود بر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم خطاب به آنان فرمود: 
«اى مردم کوفه! اى جماعت نیرنگ و افسون و بى بهرگان از غیرت و 
حمیت! اشک چشمتان خشک مباد و ناله‌هایتان آرم نگیرد، مثل شما مثل آن
 زنى است که تار و پود تافته خود را در هم ریزد و رشته‏هاى آن را از 
هم بگسلد، شما سوگند‌هایتان را دست آویز فساد و نابودى خود قرار دادید.

شما چه دارید جز لاف و غرور و دشمنى و دروغ؟! و بسان کنیزان 
خدمتکار، چاپلوسى و سخن چینى کردن؟! و یا همانند سبزه‏اى که از 
فضولات حیوانى تغذیه مى‏کند و بر آن مى‏روید، و یا چون نقره‏اى که 
روى گور‌ها را بدان زینت و آرایش کنند، داراى ظاهرى فریبنده و زیبا، 
ولى درونى زشت و ناپسند!

براى (آخرت) خود، چه بد توشه‏اى اندوخته و از پیش فرستادید تا خداى را 
به خشم آورید و عذاب جاودانه او را به نام خود رقم زنید! آیا شما 
(شمایى که سوگند‌هایتان را ندیده گرفتید، و پیما‌‌نهایتان را گسستید) 
براى برادرم - حسین - گریه مى‏کنید؟! بگریید که شایسته گریستنید، 
بسیار بگریید و اندک بخندید که ننگ (این کشتار بیرحمانه) گربیانگیر 
شما است و لکه این ننگ (ابدى) بر دامان شما خواهد ماند، آن چنان 
لکه ننگى که هرگز از (دامان) خود نتوانید شست.

و چگونه مى‏خواهید این لکه ننگ را بشویید در حالى که جگر گوشه 
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و سید جوانان بهشت را 
(به افسون و نیرنگ) کشتید؟!‌‌ همان کسى که در جنگ، سنگر و پناهگاه 
شما بود و در صلح مایه آرامش و الیتام شما، و نه به مثابه زخمى که با 
دهان خون آلوده به روى شما بخندد. در سختی‌ها و دشواری‌ها، امیدتان 
به او بود و در ناسازگاری‌ها و ستیزه‏‌ها، به او روى مى‏آوردید.

آگاه باشید که توشه راهى که از پیش براى سفر (آخرت) خود فرستادید 
بد توشه‏اى بود، و بار سنگین گناهى که تا روز قیامت بر دوش‌هایتان 
سنگینى خواهد کرد، گناهى بس بزرگ و ناپسند است.

نابودى باد شما را، آنهم چه نابودى! و سرنگونى باد (پرچم) شما را، 
آنهم چه سرنگونى!

تلاش (بى ثمرتان) جز ناامیدى ثمر نداد، دستان شما (براى همیشه) 
بریده شد و کالایتان (حتى در این بازار دنیا) زیان کرد، خشم الهى 
را به جان خود خریدید و مذلَت و سر افکندگى شما حتمى شد.

آیا شما مى‏دانید که چه جگرى از رسول خدا شکافتید، و چه پیمانى 
گسستید و چه حرمتى از آنان دریدید و چه خونهایى را ریختید؟!!

کارى بس شگفت کردید! آنچنان شگفت که نزدیک است از هراس 
(این حادثه) آسمان‌ها از هم بپاشد! و زمین‌ها از هم بشکافد! و کوه‌ها 
از هم فرو ریزد! مصیبتى بس دشوار و جانفرسا و طاقت سوز و شوم 
و در هم پیچیده پریشانى که از آن راه گریزى نیست، و در بزرگى و 
عظمت همانند درهم فشردگى زمین و آسمان.

آیا در شگفت مى‏شوید اگر (در این مصیبت جانخراش) چشم آسمان، 
خون ببارد؟!

هیچ کیفرى از کیفر آخرت براى شما خوار کننده‏‌تر نیست، و آنان 
(سردمدران حکومت اموى) دیگر از هیچ سویى یارى نخواهند شد، 
این مهلت شما را مغرور نسازد که خداوند بزرگ از شتابزدگى در کار‌ها، 
پاک و منزه است، و از پایمال شدن خون (بیگناهى، چرا) بهراسد 
(که او انتقام گیرنده است) و در کمین ما و شماست...
نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س), مقالات,
برچسب ها: روایات, شام, زینب(س),
نظرات ()
از امام سجاد (ع) روایت شده که فرمود : 
وقتی سر بریده ی امام حسین (ع) را نزد یزید آوردند ، 
او مجلس شراب خواری تشکیل داده ، سر امام حسین (ع) را مقابل خود 
می گذاشت و مشغول می خوارگی می گشت . روزی فرستاده ی پادشاه روم 
که خود از اشراف و بزرگان روم بود ، در مجلس یزید حضور داشت . 
او به یزید گفت : ای پادشاه عرب ، این سر کیست ؟ یزید گفت : 
تو را با این سر چه کار ؟ او گفت : وقتی من به نزد پادشاهمان می روم ، 
او درباره ی تمامی چیزهایی که دیده ام سؤال می کند ، به همین خاطر 
دوست دارم که او را از قصه ی این سر و صاحب آن باخبر سازم تا در شادی 
و سرور تو شریک گردد . یزید - که خداوند او را لعنت کند - گفت :
این سر متعلق به حسین بن علی بن ابی طالب (ع) است . 
فرستاده ی رومی گفت : مادر او کیست ؟ 
یزید گفت : فاطمه دختر پیامبر خدا (ص) . 
فرستاده ی رومی که شخصی مسیحی مذهب بود گفت :
اف بر تو و دین تو ! دین من بهتر از دین توست .
همانا پدرمن از نوادگان داوود(ع) است و پدران زیادی بین من تا 
آن حضرت هستند ، اما با این حال ، مسیحیان مرا تعظیم نموده و 
از آنجا که من ، از نوادگان حضرت داوود هستم ، خاک پایم را به 
عنوان تبرک بر می دارند و شما فرزند دختر پیامبرتان را می کشید 
با این که بین او و پیامبرتان ، فقط یک مادر فاصله است !
این چه دین و مذهبی است که شما دارید ؟
سپس گفت : آیا داستان كلیسای حافر را شنیده‌ای؟
یزید: نه، بگو تا بشنوم
سفیر روم: بین عمان بندری در كنار دریای یمن و هند و چین، 
دریایی وجود دارد كه طول مسیر آن در شش ماه(با وسائل آن عصر) 
پیموده می‌شود، در میان این دریا تنها یك شهر در وسط آن به 
مساحت هشتاد فرسخ در هشتاد فرسخ وجود دارد. 
در سراسر زمین، شهری بزرگتر از این شهر نیست، كافور و 
یاقوت از این شهر صادر می‌شود، درخت هایش از عود وعنبر است، 
این شهر در اختیار مسیحیان است، و هیچ یك از پادشاهان
- جز مسیحیان- ملكی در آنجا ندارد، در این شهر كلیسا های 
زیادی وجود دارد كه بزرگترین آنها (( كلیسای حافر)) می‌باشد، 
درمحراب این كلیسا حقّه طلا آویزان شده، در میان آن حقّه 
سُمی( ناخنی) وجود داردكه می گویند: سم الاغ حضرت عیسی (ع)
پیامبرشان است كه بر آن سوار می شده‌است، اطراف آن حقه را 
با طلا وابریشم آراسته‌اند، در هر سال جمعیت بسیاری از مسیحیان 
به زیارت آن می‌آیند، و به گرد آن طواف می‌كنند،آن را می‌بوسند، 
و در كنار آن،نیازهای خود را از درگاه خدا می‌طلبند. 
این برنامه همیشگی مسیحیان نسبت به ناخن الاغی است كه گمان 
می‌كنند ناخن الاغ حضرت عیسی پیامبرشان است كه بر آن سوار می‌شده، 
اما شما پسر دختر پیامبرتان را می‌كشید، خداوند شما را و دینتان را مبارك نكند.
یزید خشمگین شد و به مأموران جلادش گفت: 
این نصرانی را بكشید، تا مبادا در كشورش مرا رسوا كند. 
وقتی كه سفیر روم احساس خطر كرد، به یزید گفت: 
آیا می خواهی مرا بكشی؟ یزید گفت: آری.
سفیر روم: بدان كه من شب گذشته پییامبر شما را در خواب دیدم 
به من فرمود: ای نصرانی تو از اهل بهشت هستی از سخن پیامبر (ص) 
تعجب كردم، و اكنون گواهی می‌دهم كه 
معبودی جز خدای یكتاو بی‌همتا نیست، همانا محمد رسول خدا است.
در این هنگام آن سفیر تازه مسلمان از جای خود جست و سر 
مقدس امام حسین (ع)را برداشت و به سینه اش چسبانید، 
آن را می‌بوسید و گریه می‌كرد تا اینكه یزید دستور داد 
او را بكشند و كشته شد و به این ترتیب به شهادت رسید.
                                                        لهوف /ص 227
نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: حضرت اباعبدالله الحسین(ع), احرام محرم(حیای مقدس), حرف حساب, تصاویر,
برچسب ها: روایات, شام, تصاویر,
نظرات ()
تصویر حرم حضرت رقیه (س) در شام غریبان
نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س), دلدادگان, تصاویر, مقالات,
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
پرسش :

شبهه: یزید شارب الخمر و تارك الصلوة و فاسق نبود، 
بلكه شخصی بود ملازم با سنّت ومواظب بر نماز و اعمال خیر 
و معاویه، یزید را بر مردم تحمیل نكرد بلكه فقط در ولایت عهدی او كوشید و 
مردم (غیر از حسین ابن علی ـ علیه السلام ـ و عبدالله بن زبیر) خودشان با او بیعت نمودند؟





پاسخ :

این مطلب شامل دو بخش است كه به هر كدام جداگانه پاسخ می دهیم.

اما پاسخ بخش اول: شُرب خمر كردن یزید و تارك الصلوهَ بودنش و 
فاسق بودنش مطلبی نیست كه تاریخ نویسان و علماء و بزرگان اعم از شیعه 
و سنی آن را كتمان كرده باشند و اقرار و اعتراف به آن نكرده باشند فاسق بودن 
و شارب الخمر بودن و تارك الصلوهَ بودن یزید اظهر من الشمس و از اوضح واضحات 
است و این ها چیزی است كه یزید خود اعتراف و اقرار به آن دارد چه رسد به 
كسان دیگر كه بیان كنندة آن هستند یزید؛ جوانی بود عیاش آلودة به گناه و شراب خواری 
كه علناً دستورات اسلام را زیر پای می گذاشت. مسعودی در كتاب
مروج الذهب، ج 3، ص 61 و سبط ابن الجوزی در كتاب تذكره الخواص،
ص 260 می نویسند: یزید صاحب طرب، بازها، سگ های شكاری، 
بوزینه ها و مجالس شراب بود، بعد از شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ 
روزی سر سفره شراب نشست و در حالی كه ابن زیاد در طرف راست او 
نشسته بود، به ساقی گفت:

اسقنی شربهَ تُرَوّی مُشاسی ثم مِلْ فَاسِقَ مِثلَها ابن زیاد

صاحب السرِّ والأمانهِ عندی وَلَشَدید مغنمی و جهادی

قاتلُ الخارجی اعنی حُسیناً ومُبید الأعداء والحُسادِ

یعنی: ای ساقی به من شرابی بنوشان كه قلب مرا سیراب گرداند، سپس جام پركن و 
مانند همان شرابی به پسر زیاد بده همان كس كه راز‌دار و امین من است، آن كس كه كار 
خلافت و غنیمت من با دست او محكم گردید این پسر زیاد، كشندة حسین ـ آن مردِ خارجی 
است و كسی است كه وحشت در دل دشمنان و حسد ورزان من انداخت آنگاه به داستان بوزینه 
یزید به نام «ابوقیس» پرداخته، می گوید: درمجالس شراب و لهو حاضرش می ساخت و 
برایش متكا می گذاشت و او را بر الاغ وحشی سوار می كرد. وی اضافه می كند 
در دوران یزید مردم به طور رسمی شراب می خوردند، و لهو و لعب 
در مكه و مدینه هم شیوع پیدا كرده بود.

یزید در جمع رفقا و هم پیاله هایش می سراید:

1 - معشر الندمان قوموا واسمعوا صوت الاغانی

2 - واشربوا كأس مُدام واتَركوا ذكر المعانی

3 - اَشْغَلَتنی نغمهَ العیدان عن صوت الاذان

4 - و تعوضت عن الحوُرِ خموراً من الدنّان[1]

یعنی: 1 - ای دوستان برخیزید و صدای موسیقی را بشنوید.

2 - و جام های شراب را تهی كنید و مسایل معنوی را واگذارید.

3 - نغمه های تار، مرا از شنیدن اذان بازداشته است.

5 - من (مستی) شراب را با (سر خوشی و همنشینی) حوریان بهشت تعویض كردم.

چنان كه ملاحظه می فرمایید علاوه بر این كه اقرار به شراب خواری 
خویش دارد اقرار به كفر خود هم دارد و با صراحت اظهار كفر می كند. 
وقتی سر مبارك سید الشهداء ـ علیه السلام ـ را جلوی او گذاردند، با چوب 
خیزران به آن سر مبارك می زد و اشعاری را می خواند كه چند بیت است جهت 
اختصار دو بیت آخرش را به عنوان شاهد مثال می آوریم:

1 - لَعِبَتْ هاشمُ بالمُلك فلا خَبَرٌجاءَ وَلا وَحیٌ نَزَلْ

2 - لستُ مِنْ خِندَف اِنْ لم انتقم مِنْ بنی احمَدَ ما كانَ فَعَل[2]

1 - یعنی: بنی هاشم (محمد) با ملك و حكومت بازی كرد، نه وحی بر او نازل
شده بود و نه از آسمان خبری به او رسید.
2 - من از قبیلة خود نیستم اگر از فرزندان احمد انتقام نگیرم، آن چه كه او در بارة 
پدران من انجام داد. چنان كه می‌بینید یزید به صراحت اعلان كفر می كند و منكر 
رسالت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و وحی الهی می‌شود.

عموم مورخین مخصوصاً سبط ابن جوزی ( كه از علماء معروف اهل سنت است)
در ص 63 تذكره می نویسد: جماعتی از اهل مدینه در سال 62 هجری به شام رفتند، 
وقتی از فجایع اعمال و كفریات یزید باخبر شدند برگشتند به مدینه و بیعت با او را شكستند و 
علناً او را لعن می نمودند و عامل او عثمان بن محمد بن ابی سفیان را بیرون نمودند، 
عبدالله بن حنظله گفت ای مردم ما از شام بیرون نیامده و خروج بر یزید ننمودیم مگر آن كه دیدیم: 
هو رجل لا دین له فیكم الامهات والبنات و الاخوات و یشرب الخمر و یدم الصلوهَ 
ویقتل الاولاد النبیین یعنی او مرد بی دینی است كه نزدیكی ( عمل زنا) می نماید 
با مادرها و دختر و خواهرها و شراب می خورد و نماز نمی خواند و اولاد پیغمبران 
را می كشد. بالاترین شاهد بر شراب خواری و فاسق بودن یزید سخنان 
امام حسین ـ علیه السلام ـ در مجلس ولید بن عتبه 
( فرماندار استاندار مدینه از طرف معاویه و یزید) است كه حضرت خطاب 
به ولید بن عتبه می فرماید:
و یزید رجل شارب الخمر و قاتل النفس المحَّرمه مُعلنُ بالفسق.[3]

یزید مردی است شراب خوار و كشندة افراد بی گناه (و پاك) و مردی 
است كه علناً فسق و فجور و فساد می‌كند.

اما پاسخ بخش دوم سؤال شما كه معاویه یزیدرا بر مردم تحمیل نكرد فقط 
در ولایت عهدی او كوشید و مردم (غیر از حسین ابن علی و عبدالله بن زبیر) 
خودشان با او بیعت نمودند.

یكی از كارهای زشت معاویه این بود كه در زمانش، از مردم برای یزید بیعت گرفت 
و برای اولین بار بدعت «ولی عهدی» را به داخل اسلام آورد و برای این كار مسافرتی 
به حجاز كرد و مخالفان راسخت تهدید نمود و با انواع نیرنگ ها ، ولی عهدی یزید 
را در ظاهر تثبیت كرد. حتی بعضی ها می نویسند: یكی از مخالفان عایشه بود. 
معاویه با نقشة شیطانی عجیبی اواخر شب، عایشه را به چاه انداخت و او را كشت 
ولی وانمود كرد كه او خودش به چاه افتاده است.[4]

صدوق (ره) در كتاب امالی از حضرت امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ 
روایت می كند كه فرمود: هنگامی كه اجل معاویه فرا رسید یزید را خواست 
و در مقابل خود نشانید و به او گفت: ای پسرك من! من گردن گردنكشان را 
برای تو ذلیل كرده ام، شهرها را برای تو مطیع نموده ام 
( و در جای دیگر آمده كه گفت: من همة رجال و بزرگسالان و شخصیت ها را 
رام كردم و از آن ها برای خلافت تو امضاء گرفته و سلطنت را در اختیار تو قرار دادم) 
فقط من از سه نفر در بارة تو بیم دارم كه می ترسم با كمال قدرت با تو مخالفت نمایند، 
آنان عبارتند از: عبدالله بن عمر بن خطاب و عبدالله بن زبیر و حسین بن علی. [5] 
شهید مطهری (ره) در كتاب حماسة حسینی جلد دوم ص 16 تا 18 می نویسد: 
یكی از شرایطی كه امام حسن ـ علیه السلام ـ در آن صلح نامه گنجاند ولی معاویه 
صریحاً به آن عمل نكرد ( مانند همة شرایط دیگر) بلكه امام حسن ـ علیه السلام ـ 
را مخصوصاً با مسمومیّت كشت و از بین برد كه دیگر موضوعی برای این ادعا 
باقی نماند و به اصطلاح مدعی در كار نباشد، همین بود كه معاویه حق ندارد تصمیمی 
برای مسلمین بعد از خودش بگیرد، خودش هر مصیبتی برای دنیای اسلام هست، هست، 
بعد دیگر اختیار با مسلمین باشد و به هر حال اختیار با معاویه نباشد. 
اما تصمیم معاویه از همان روزهای اول این بود كه نگذارد خلافت از خاندانش 
خارج شود و به قول مورخین، كاری كند كه خلافت را به شكل سلطنت درآورد.

[1] - سبط ابن الجوزی، تذكرهَ الخواص، ص 261.

[2] - تذكرهَ الخواص، ص 235 و البلاء والتاریخ، ج 6، ص 12.

[3] - مقتل الحسین خوارزمی ، ج 1، ص 184.

[4] - كامل بهایی، باب 27، فصل 16، ص 456.

[5] - بحارالانوار، ج 44، ص 311.
حضرت زینب(س)

در شام خطاب به یزید معلون که فرمودند:

ای پسر آن کسی که جد من اسیرش کرد و سپس آزادش فرمود: 

آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پناه پرده و مکان 

مناسب قرار دهی؛ ولی دختران رسول خدا(ص) را در حال اسیری 

به این و آن سوی بکشانی. و پرده و پوشش آنها را از بین ببری و 

چهرهایشان را نمایان کنی و دشمنان آنها را شهر به شهر ببرند و 

بومی و غریب به آنها چشم بدوزند و دور و نزدیک صورتهای آنها را ببینند؟!



شگفتا، حضرت زینب(س) در میان آن همه مصایب کمرشکن که دید، 

به نداشتن حجاب اشاره می‌کند و آنچه او را زجر می‌دهد و دلش را می‌گدازد 

ناپوشیدگی چهرة آنان و نگاه نامحرمان به ایشان است.


*********************

ما چقدر به الگو و اسوه صبر کربلا نزدیکیم؟
نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), احرام محرم(حیای مقدس), حرف حساب,
برچسب ها: شام, زینب(س), روایات,
نظرات ()
آخرین مطالب ارسالی
آمار و امكانات
  • آخرین بروزرسانی :
  • تعداد كل مطالب :
  • تعداد کل نویسندگان :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید کل :
  • آخرین بازید از وبلاگ :
آمار و امكانات
این صفحه را به اشتراک بگذارید
RSS
ساعت فلش مذهبی تاریخ روز
دعای فرج
روزشمار محرم عاشورا
دعای عظم البلا دانشنامه عاشورا
زیارت عاشورا آیه قرآن تصادفی مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی آیه قرآن پخش زنده حرم

مهدی بیا

پیج رنک گوگل
Up Page
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic