در حال بارگذاری اطلاعات ...
درباره ما
    برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!

    میدانی چرا؟!

    امامِ گذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،

    اما امامِ حاضر را باید فرمان ببرند.

    وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...

    حبیب الله نعیمی هستم دانش آموز کلاس سوم ریاضی در دبیرستان تیزهوشان میناب.
    در غنی سازی این وبلاگ! از حسینیه شبکه اجتماعی نت ایران و سایت تخصصی امام حسین (ع) یاری گرفتم. امید است با نظر دادن به مطالب ما را در رشد و پیشرفت وبلاگ یاری رسانید.
    با دیدن صفحه اصلی وبلاگ جدید ترین مطالب را از دست ندهید!
    التماس دعا
معرفی صفحه
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, احرام محرم(حیای مقدس),
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()




نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س),
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()


نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), تصاویر,
برچسب ها: تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), احرام محرم(حیای مقدس), تصاویر,
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()

دسته طویریج بزرگترین مراسم عزای حسینی در جهان به شمار می رود 
که هر سال روز علاشورا بعد از نماز ظهر و عصر از منطقه
"قنطره السلام" واقع در 2 کیلومتری شرق کربلای معلی و از 
سمت شهر طویریج به سمت کربلا به حرکت در می آید. 
این هیات توسط علمای دین از جمله آل القزوینی و شخصیتهای سرشناس 
شهر از جمله آل عنبر، عشائر بنی حسن، آل فتله، الدعوم و ... اداره می گردد. 
در این مراسم که روز عاشورا برگزار می گردد جمعیت عظیمی به نشان پاسخ 
به ندای (ألا هل من ناصر ینصرنا.. ألا هل من ذابٍّ فیذبُّ عنا..) 
امام حسین علیه السلام به سمت کربلا حرکت نموده و شعار 
(لبیک یا حسین) و ( یالثارات الحسین) سر می دهند. 
عزای طویریج صبح روز عاشورا از شهر طویریج از توابع شهرستان
الهندیه واقع در 20 کیلومتری حرکت خود را به سمت شهر کربلا آغاز 
نموده و پیش از ظهر در منطقه ای بنام قنطره السلام واقع در 2 کیلومتری 
شهر کربلا توقف نموده و پس از ادای فریضه ظهر و عصر، هیات حرکت خود 
را به سمت کربلای معلی ادامه می دهد. این هیات با جمعیتی چند صد هزار 
نفری از اهالی شهر طویریج و مردم کربلا و همچنین زائران و مجاوران حرمین 
کربلا که در طول مسیر به این هیات ملحق می شوند در بدو ورود به شهر کربلا 
به خیمه گاه حسینی وارد شده و پس از عبور از صحن مطهر حسینی به 
سمت صحن مطهر حضرت عباس علیه السلام به حرکت خود ادامه می دهند. 
جمعیت شرکت کننده در این مراسم شعارهائی از جمله 
(أبد والله ما ننسى حسینا) و (وا حسین) و شعارهای حسینی دیگر سر می دهند. 
این مراسم گذشته ای طولانی دارد. نقل شده که در یکی از سالها 
مرحوم علامه سید مهدی بحر العلوم روز عاشورا بهمراه تنی چند از طلاب و 
خواص خویش برای استقبال عزادارانی که از منطقه طویریج در 4 فرسخی 
کربلا می آمدند به دروازه شهر رفت. این هیات آن زمان نیز بواسطه حرارات 
زاید الوصف عزادارن که صدها هزار نفر را شامل می گردید، 
در سطح شهر زبانزد خاص و عام بوده است. 
مردان در این هیات با پای برهنه چنان بر سینه می زدند که گویا عزیزی 
را تازه از دست داده اند. هنگامی که هیات به محل استقرار علامه بحر العلوم 
رسید، اطرافیان از رفتار علامه شگفت زده شدند. علامه بحر العلوم به 
محض مشاهده هیات عمامه از سر انداخته، پیراهن از تن به درآورده و 
با همراهی عزاداران به سمت کربلا فریاد واحسیناه واحسیناه سر می داد. 
اطرافیان علامه که نگران آسیب رسیدن به ایشان بودند، مرحوم بحر العلوم را 
احاطه نموده تا آنکه پس از اتمام مراسم عزاداری ایشان به حال طبیعی باز گشتند. 
اطرافیان علامه نقل می کنند که علامه به شدت توان خویش را از 
دست داده بود و صورتش برافروخته بود. وقتی علت این رفتار ناگهانی را 
از مرحوم بحر العلوم جویا شدند ایشان فرمود: 
هنگامی که هیات به من نزدیک گردید، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف 
را دیدم که با سر و پای برهنه بهمراه عزاداران به همراه سینه زنان اشک می ریزند. 
با دیدن این صحنه، اختیارم از دست برفت و وارد هیات شدم 
تا بهمراه امام زمان علیه السلام عزاداری و سینه زنی نمایم. 


نمایى از بالاى پل منطقه باب طویریج كه در آن عزاداران حسینى درحال برپایى مراسم ركضة طویریج می باشند.


نمایى از محل آغاز ركضة طویریج كه عزاداران هروله كنان از انجا به سمت حرم مطهر امام حسین علیه السلام و حضرت عباس علیه السلام در حال حركت هستند.





نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), دلدادگان, تصاویر, کربلا,
برچسب ها: کرب و بلا, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
تصاویری از مراسم شام غریبان در خیمه گاه حسینی
















نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), تصاویر, کربلا, اخبار, زینب کیری (س),
برچسب ها: کرب و بلا, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
کرب زن، بیل برداری، گل مالی و آئین دسته چوبی از جمله سنت های 
عزاداری قدیمی در ایران است که هنوز با شکوه خاصی برگزار می شود.

به گزارش «پایگاه تخصصی امام حسین علیه السلام»، 
آئین های عزاداری عاشورایی در ایران قدمتی به درازای تاریخ دارد. 
آئین هایی که هنوز و با گذشت سالها و قرنها، همچنان زنده نگه داشته می شوند. 
هرچند دیگر برای کسی آشنا به نظر نیایند. این گزارش، 
شما را با بخشی از این سنت های عاشورایی در گوشه و کنار ایران آشنا می کند:
قزوین: از طبق کشی تا بیل برداری زنان
طبق ‌کشى، مراسم خاص شهر قزوین است که در آن طبقى از چوب به 
ارتفاع حدود یک و نیم متر و قطر یک متر که بیشتر قسمت‌هاى آن 
آینه ‌کارى شده تهیه مى‌کنند که این طبق استوانه‌اى شکل را بر سر گذاشته و 
حمل مى‌کنند.
تشییع نمادین شهدای کربلا هم از جمله آئین های زنانه در این استان است. 
سیزدهم محرم هرسال، بانوان قزوینی به یاد امام حسین علیه السلام و یاران 
با وفایش به صورت نمادین شهدای دشت کربلا را تشییع می کنند.


در این مراسم که از مسجد علی اکبر علیه السلام آغاز شده و با 
حرکت دسته های عزادارای به سمت امامزاده حسین علیه السلام 
قزوین برگزار می شود خیل باشکوه بانوان سوگوار قزوینی با عزادارای 
و سینه زنی در سوگ یاران با وفای سالار شهیدان امام حسین علیه السلام 
پیکرهای شهدای کربلا را به صورتی سمبلیک و نمادین تشییع می کنند.
در روز سیزدهم محرم، یک آئین دیگر هم برگزار می شود. در این آئین زنان 
قزوینى در مسجد على‌اکبر علیه السلام جمع مى‌شوند، عده‌اى با بیل و کلنگ
 و عده‌اى با دست گرفتن پیکرهاى پارچه‌اى بدون سر، به دور شهر مى‌چرخند
 و دوباره به مسجد برمى‌گردند و سینه‌ زنى و نوحه‌خوانى مى‌کنند. 
این آئین، اشاره ای به خاکسپاری اجساد مطهر شهدای کربلا توسط زنان 
قبیله بنی اسد دارد.


در روز سیزده محرم بعد از واقعه کربلا که کسى جرأت نمى‌کرد 
جنازه‌هاى یاران امام حسین علیه السلام را دفن کند، 
زنان طایفه بنى‌اسد جمع شدند و به‌خاک کردن جنازه‌ها پرداختند.
 
مازندران: نخل گردانی 300 ساله و کرب زنی
روستای اورطشت یکی‌ از روستاهای سرسبز بخش سرخرود شهرستان
محمود آباد بوده که دارای ۱۲۵ خانوار و ۳۶۰ نفر جمیعت بوده و آیین 
نخل گردانی از پرجاذبه ترین آیین های عاشورایی این منطقه به شمار می رود.
هر ساله آیین نخل گردانی اورطشت با قدمتی حدود 300 سال در دو 
روستای اورطشت و عبدالله آباد در تاسوعا برگزار می شود. 
در این آیین دو نخل که یکی به نماد تابوت امام حسین علیه السلام و 
دیگری به نماد تابوت حضرت عباس علیه السلام به عنوان نخل های برادر 
به راه می افتد و نخل اورطشت پس از سلام دادن به نخل عبدالله آباد به سمت تکیه 
افرا تخت و همچنین اماکن وقفی امام حسین علیه‌السلام در آن محل حرکت می کند.


مراسم کرپ زنی هم از جمله آئین های سنتی مازندران است که هنوز در شهر 
«لاهیجان» برگزار می‌شود.کرپ تکه چوبی است تراشیده شده، 
به اندازه ای که در کف دست جا می گیرد و سطح بیرونی آن صاف است 
و در پشت آن بندی قرار دارد که به پشت دست می افتد.


کرپ در کف دست قرار می گیرد و انگشتان بر گرد آن حفاظ می شوند، 
یک جفت کرپ را در دست می گیرند و به آهنگ نوحه ای که خوانده می شود 
آنها را بر هم می کوبند و کرپ زنان ضمن هماهنگی و همنوایی با هم 
نمادی از همدلی و اتحاد از خود نشان می دهند و ناله کرپ آنا بیانگر ناله 
جمادات و زمین و زمان بر حسین علیه السلام و یارانش است.
معمولا خراطان، چوب‌های کرپ را تهیه می‌کنند که دسته‌های گرد آن باعث 
می‌شود تا هنگام استفاده افراد، دست حالت راحتی داشته باشد، همچنین 
دو لبه صاف دارد که همانند سنچ به هم زده می‌شود لذا دسته‌های گرد،
به طور معمولی ۲۱ ضرب را می‌زدند اما نخبه‌هایی که هنرمندانه این
۲۱ ضرب را می‌زدند اندک بودند و کارهایشان بسیار زیبا بود.
نوحه‌ای که در مراسم کرپ‌زنی خوانده می‌شود ۲۱ ضرب دارد که از 
تک ضرب شروع شد و همین طور دو، سه و پنچ ضرب به بالا،
تا اینکه ۲۱ ضرب کامل شود، همچنین گروه نخبه، 
وسط دایره کرپ‌زنی می‌ایستد وقتی مداح در مراسم کرپ‌زنی شروع 
به خواندن کرده و به ضرب بیست‌ویکم می‌رسید، گروه نخبه که در 
مرکز دایره قرار دارند با حرکتی هماهنگ و رو به بالا به طوری 
که گویی از زمین به سوی آسمان پرواز می‌کنند و سپس از پشت سر 
و از زیر پاهای افردا، کرپ را می‌‌زدند.
 
گلستان: دسته چوبی
شهر گرگان نیز در این ماه آیین های خاص خودش را دارد که از 
جمله آنها می توان به دسته چوبی اشاره کرد. در شب دوازدهم ماه محرم 
که شب سوم شهادت امام حسین علیه السلام است، از بعضی محلات
قدیم گرگان مانند سبزه مشهد، سر پیر، دباغان و میخچه گران دسته چوبی 
عازم محلات دیگر می شوند.
در آئین دسته چوبی، عزاداران یک چوب یا نی به طول یک متر را به طور 
عمودی به دست می گرفتند و بر بالای سر می بردند و آن را به بالا و 
پایین حرکت می دادند و با دست دیگر سینه می زدند و نوحه های 
خاصی را در مسیر راه می خواندند.


تشکیل دسته چوبی با روشن کردن چند مشعل و به دست گرفتن چوب 
انجام می شود، آن گاه با شعار «مدد یا علی» حرکت عزاداران به 
سمت محلات دیگر آغاز می شود.
بر سر هر چوب فلز یا قپه ای گرز مانند یا فلز برنجی شش پر 
(شش گوش) نصب میشد. افراد دسته چوبی غالبا در میدانگاهی 
محلات به عزاداری می پرداختند. تعدادی از آنها مشعل گیر بودند. 
آنها مشعل هایی را به دست می گرفتند تا فضای مراسم عزاداری 
را روشن نگه دارند.
شاه بیت مراسم دسته چوبی این است:
«ما غلامان علی/ چوُ به دوران مِزَنیم/ تیر بر فرق یزید نامسلمان مِزَنیم.» 
سپس مشعل داران این مشعل ها را در محل می گردانند.
 
زنجان: بزرگترین دسته عزاداری جهان
حسینیه اعظم زنجان این روزها یکی از شناخته شده ترین محفل 
های عزاداری است. آن هم به خاطر تعداد کم شمار عزادارانش که این هیئت 
را به بزرگترین دسته عزاداری جهان تبدیل کرده است.


شاه بیت امسال دسته حسینیه اعظم زنجان بر اساس نوحه معروف 
زینب، زینب، مرحوم موذن زاده، این اشعار انتخاب شده است:
«عباس، عباس، عباس/ شاه شهدا عباس /عباس، عباس، 
عباس/ ماه شهدا عباس» 
 در این راستا نوحه دومی هم برای این دسته انتخاب شده که این است: 
«جماعت یادگار حیدرم من/ عزیزه مصطفیه یاورم من دبیر 
دفتر من/ وزیر لشکرم من»
 
تبریز: تعطیلی هفت روزه بازار
بازاریان تبریز از هفتم محرم به مدت یک هفته حجره های خود را 
تعطیل می کنند، با این حال حجره‌هایی که در مسیر عزدارای قرار دارند، 
حجره های خود را برای پذیرایی از دسته های عزاداری آماده کرده و 
با چای، خرما، نان، پنیر و شربت از آنان پذیرایی می کنند.
یکی از نکات جالب و قابل توجه عزاداری محلات در بازار، 
ترکیب منظم هئیت هاست؛ به طوری که هر محله، سه دسته عرب، 
عجم و زنجیززن دارد که با ورود محله به محل عزاداری در بازار به ترتیب 
وارد بازارچه و تیمچه ها شده و عزادارای می کنند که غالبا در بازار 
مظفریه (بازار فرش فروشان) به کار خود پایان می دهند.
نخست دسته عرب محله با لباس هایی سر تا پا مشکی به سبک 
اعراب وارد بازار شده و با نظم و سبک خاص دو دستان خود 
را بر سینه هایشان می کوبیند، سپس دسته عجم که کت و شلوار 
بر تن دارند به صورت آرام و منظم با یک دست بر سینه می کوبیند و 
در پایان زنجیرزنان آن محله، بر کار محله در روز عزاداری خاتمه داده
و هئیت ها به محله خود باز می گردند تا در مساجد عزاداری کنند.


لرستان: عزاداری با گِل
مردم خرم آباد و استان لرستان ماندن در خانه را در روز عاشورا ناثواب می دانند. 
آنها از ابتدای روز در اولین خیمه گاه گل بر سر و شانه می گذارند و پس از
 مراسم عزاداری در تکیه های محلات شهر در قالب دستجات سینه زنی 
و زنجیر زنی به سمت مرکز شهر حرکت می کنند.
آئین خاص گل مالی در لرستان دارای چند مرحله است که از روز 
هفتم محرم که به روز " تراش عباس" موسوم است، شروع می شود. 
در روز هفتم محرم همه عزاداران حسینی به حمام رفته و پس از 
اصلاح سرو صورت و نظافت کامل، لباسهای تمیز می پوشند که 
این روز را "تراش عباس" می‌نامند.
از این روز به بعد، عده ای برای افروختن آتش در صبح عاشورا 
به جمع کردن و گردآوری هیزم در سطح شهر می پردازند تا اگر 
در روز عاشورا برف و باران ببارد و احیانا هوا سرد باشد عزادارانی 
که درگِل می افتند (مراسم گِل افتادن) از سرما حفظ شوند.


پس از گردآوری هیزم ها حوضچه های مخصوص خاک آماده می شود. 
این در حالیست که تلاش برای گردآوری خاک پاکیزه و مقدس بسیار حائز اهمیت است. 
در برخی مواقع در خاک تهیه شده برای روز عاشورا هیئات مذهبی 
از تربت کربلا نیز استفاده می کنند.
نزدیک های غروب روز تاسوعا برخی جوانان هیئتی مامور درست کردن 
حوضچه‌های مخصوص درست کردن گل روز عزای امام حسین علیه السلام می شوند.
در مجموع همزمان با روز تاسوعا عزاداران خاک نرم و مخصوصی 
بنام گل باغچاله (گل رس) را مهیا کرده و در میدانهای بزرگ و 
کوچک که معمولا با آجر چینی در جلوی خیمه ها و تکیه های 
شهر درست می شود می ریزند و در روز عاشورا این خاک را 
با گلاب مخلوط کرده و گل روز عاشورا را فراهم می‌کنند.
نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), حرف حساب, دلدادگان, تصاویر, اخبار, مقالات,
برچسب ها: جهان بین, تصاویر,
نظرات ()
تصویر حرم حضرت رقیه (س) در شام غریبان
نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س), دلدادگان, تصاویر, مقالات,
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
پرسش :

خلاصه ای از جریان حركت امام حسین(ع) از مدینه تا كربلا را بیان كنید.





پاسخ :

چون معاویه در سال 60 هجری قمری مرد. یزید به والی مدینه دستور داد تا 
از امام حسین بیعت بگیرد. وقتی ولید بن عقبه، والی مدینه از امام خواست با یزید 
بیعت كند، امام یك شب مهلت خواست در شب بعد امام همراه اهل بیت خود به سوی 
مكه روانه گردید. گفتنی است امام مسیر اصلی مكه را در پیش گرفت و چون گفتند
 كه از بیراهه برویم نپذیرفت.

سوم شعبان سال60ه‍ ق، امام به مكه رسیدند. و چون خبر مرگ معاویه به اهل كوفه 
رسید و دانستند كه امام از بیعت با یزید امتناع فرموده، همه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی 
جمع شده و به امام نامه نوشتند كه به كوفه بیاید و رهبری آنان را به دست گیرد و 
پی در پی بسوی امام پیك روانه كردند. از جمله قیس بن مسهّر، عبدالرحمان ارحبی، 
عمارة بن عبدالسلولی، هانی بن هانی،‌سعید بن عبدالله حنفی.

چون نامه ها و پیك های كوفیان زیاده از حد گردید. امام مسلم بن عقیل، پسر عموی خود را 
بعنوان نماینده به كوفه فرستاد.[1]هنگامی كه مسلم به كوفه رسید و اجتماع مردم را دید و 
همگی به او دست بیعت دادند. او به امام پیغام داد كه بسوی كوفه حركت كند. این جریان 
به گوش یزید می رسد لذا بخاطر عملكرد ضعیف نعمان بن بشیر، او را از حكومت كوفه 
عزل و عبید الله بن زیاد را به جای او می گمارد.

با آمدن عبیدالله اوضاع دگرگون می شود او تمام یاران مسلم را با تهدید و تطمیع از 
اطراف او پراكنده می سازدو بالاخره او را كه تنها مانده و در خانه پیرزنی مخفی 
گشته بود دستگیر كرده از بام قصر خود به پایین انداخته و به شهادتش می رساند.[2]

امام حسین(ع) هشتم ذی الحجه از مكه خارج می شود تا مبادا توسط عمال یزید در 
آنجا مورد حمله قرار بگیرد و در خانه خدا خونی ریخته شود. موقع حركت افرادی 
از جمله محمد حنفیه و ابن عباس می خواهند مانع حركت امام به سوی كوفه شوند اما 
امام به هر كدام پاسخی در خور می دهد.

چون امام به منطقة حاجر می رسد قیس بن مسهّر را برای بررسی اوضاع به كوفه گسیل 
می كنند. اما وقتی سپاه كوچك اما با عظمت امام به منطقه ثعلبیه می رسد. عده ای خبر 
شهادت مسلم بن عقیل را به ایشان می دهند.[3]

در منطقه شراف بود كه امام با سپاه حرّ بن یزید روبرو می شوند. امام دستور می دهد 
كه افراد او و اسبهایشان را سیراب كنند. و هر دو سپاه در نماز ظهر به حضرت اقتدا می كنند. 
امام به حر می گوید اگر اهل كوفه بر عهدی كه بستند، نیستند ما بر می گردیم، اما حرّ 
می گوید من دستور دارم تا همراه سپاه تو باشم و نگذارم نزدیك كوفه شوی و یا جای دیگر
بروی تا دستور دیگری برسد.[4]

امام ـ علیه السلام ـ برای اینكه بهانه ای دست آنان باقی نماند و حجت را بر آنها تمام كند 
می گوید شما كوفیان نامه نوشتید و از من دعوت كردید بیایم اكنون اگر می خواهید بر می گردم.[5]

عمر بن سعد قضیه را به اطلاع عبیدالله بن زیاد می رساند اما عبیدالله می گوید، 
به آنان بگو باید همگی با یزید بیعت كنند و او را امیرالمؤمنین بدانند. 
اما امام حسین بیعت با یزید را كه بمعنای تأیید اعمال وقیحانة او و از بین رفتن دین بود، 
نمی پذیرد.

روز هفتم محرم بود كه عبیدالله دستور می دهد كه سپاه مانع استفادة امام و یاران او از رود 
فرات شوند لذا عمر بن سعد دسته ای را بر رود نگهبان می گذارد تا قطره آبی به 
خیمه های آل رسول خدا نرسد.

عصر روز نهم محرم عمر بن سعد خطاب به سپاه خود می گوید: 
«ای لشكر خدا بر اسبهای خود سوار شوید و به بهشت قدم بگذارید» 
و به دنبال آن طبلهای جنگ نواخته می شود.امام حسین ـ علیه السلام ـ 
برادرش عباس را می فرستد و می فرماید كه جنگ را برای فردا نگه دارید
 تا ما امشب را به نیایش با پروردگار بپردازیم. در این حین شمر بن ذی الجوشن 
می آید و خطاب به حضرت ابوالفضل و برادران او می گوید: 
اگر بخواهید شما را امان می دهم تا زنده بمانید.

اما آن حضرت جواب می دهد خداوند تو و امان تو را لعنت كند. 
آیا ما در امان خواهیم بود در حالیكه پسر رسولخدا در امان نیست.[6]

در همان شب امام حسین یاران خود را جمع كرده و خطاب به آنان می فرماید 
كه این لشكر جرّار مرا می خواهند شما می توانید از تاریكی شب استفاده كنید 
و جان به سلامت ببرید. اما یاران با وفایش می گویند ما جان و مال و اهل خود
را فدای تو می كنیم.[7]

جمعه، روز دهم محرم شد امام طبق وظیفه الهی خویش سعی كردند تا شاید با 
خطابه ای عده ای را از خواب غفلت شیطانی بیدار كرده و سعادتمند نمایند لذا 
خطاب به سپاه كوفه فرمود: ای مردم در هوا و هوس شتاب نكنید، شما مرا 
می شناسید كه فرزند دختر رسولخدا و علی بن ابیطالب هستم. به چه جرمی 
ریختن خون مرا روا می دانید. ای عمر بن سعد تو مرا می كشی تا به حكومت 
ری برسی اما هیچوقت به آرزویت نخواهی رسید.[8]

حرّ بن یزید ریاحی به خود آمد و نادم و پشیمان به جمع یاران امام پیوست و 
خود را از عذاب ابدی خداوند نجات داد.

طولی نكشید كه فرمان جنگ توسط عمر بن سعد صادر شد و بین دو سپاه جنگ 
در گرفت، سپس جنگ تن به تن شروع گشت. چون ظهر شد، امام از دشمن 
خواست كه جنگ را متوقف كنند تا به نماز باستند اما دشمن نامرد، در بین نماز 
بسوی آنان تیر اندازی كردند و دو نفر را كه به حفاظت امام ایستاده بودند به شهادت 
رساندند. ابتدا اصحاب به مصاف دشمن رفته و همه شهید شدند. سپس اولین نفر از 
بنی هاشم و فرزندان امام حسین كه به میدان جنگ رفت حضرت علی اكبر بوده است.
دیگر شهدای بنی هاشم عبارتند از: دو پسر حضرت زینب، سه برادر حضرت ابوالفضل، 
سه پسر امام حسن ـ علیه السلام ـ و علی اصغر و در نهایت برادر امام حسین(ع)، 
حضرت ابوالفضل كه پرچمدار لشكر بود و برای آوردن آب به خیمه ها به سوی رود 
فرات حمله برده بود. مجموع شهدای بنی هاشم 17 نفر بوده است.

وقتی تمامی اصحاب و بنی هاشم به شهادت رسیدند امام ـ علیه السلام ـ خود به تنهایی 
به قلب لشكر دشمن هجوم بردند عمر بن سعد چون دید با جنگ تن به تن نمی توانند آسیبی 
به فرزند علی برسانند، دستور می دهد دسته جمعی حمله كنند و در نهایت آن حضرت را 
به شهادت می رسانند و شمر خبیث برای اینكه جایزه ای بزرگ نصیبش شود 
سر مباركش را از تن جدا می كند.

با شهادت امام، عمر سعد ملعون دستور حمله به خیمه ها و آتش زدن آنها را می دهد و 
هر چه در خیمه ها بود حتی زیور آلات كودكان و زنان را با تمام شقاوت می ربایند. 
بدین ترتیب فجیع ترین روز تاریخ بشری به پایان می رسد و اهل بیت رسولخدا بدون 
هیچ سایبان و پوششی بر روی شتران بدون زین و جهاز تا كوفه و از 
آنجا تا دمشق به اسارت برده می شوند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. كتاب منتهی الآمال، شیخ عباس قمی.

2. لهوف، سید بن طاووس.

3. در كربلا چه گذشت، شیخ عباس قمی.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . محدث قمی، سفینة البحار، تهران، فراهانی، بیتا، ج2، ص467.

[2] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت،
مؤسسه الوفاء، 1403ه‍ ق، ج44، ص340.

[3] . مجلسی، پیشین،

[4] . ابن اثیر، الكامل، بیروت، داراحیاء التراث، 1408، ج2، ص562.

[5] . هاشمی، علی بن حسین، الحسین فی طریقه الی الشهادة،
قم، شریف رضی، 1413، ص94.

[6] . ابن اثیر، پیشین، ج2، ص558.

[7] . هاشمی، علی بن حسین، پیشین، ج3، ص175.

[8] . تقوی، ابوالفضل، تمدن اسلام و ایران، قزوین، بحرالعلوم،
چاپ اول، 1375، ص56.
پرسش :

چرا امام حسین(علیه السلام) در آغاز حركت، از مدینه به مكّه رفتند؟





پاسخ :

علّت خروج امام حسین(ع) از مدینه آن بود كه یزید در نامه خود به 
ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) خواسته بود كه حتماً از چند نفر مخالف خود
 - كه یكی از آنها امام حسین(ع) بود - بیعت گرفته شود و بدون بیعت رها نشوند.
وقعة الطف، ص 75: «اما بعد فخذ حسیناً و عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن الزبیر 
بالبیعة اخذاً شدیداً لیست فیه رخصة حتی یبایعوا و السلام».

ولید گرچه با خوی مسالمت‏جویانه خود حاضر به آغشته كردن دست خود به
خون امام حسین(ع) نبود؛ابن اعتم، الفتوح، ج 5، ص 12؛ وقعة الطف، ص 81. 
اما در مدینه افراد باند اموی - به ویژه مروان بن حكم كه ولید در موارد سخت و 
از جمله این مورد با او مشورت می‏كرد - او را به شدّت تحت فشار قرار می‏دادند 
تا خون امام(ع) را بریزد؛ چنان‏كه در همان آغاز وصول نامه، وقتی ولید با مروان 
مشورت كرد، مروان گفت: نظر من آن است كه در همین لحظه به دنبال این چند 
نفر فرستاده و آنان را ملزم به بیعت و اطاعت از یزید كنی و اگر مخالفت كردند، 
قبل از آنكه از مرگ معاویه مطلع شوند، سرهای آنها را از تن جدا كنی؛ زیرا اگر 
آنان از مرگ معاویه با خبر شوند، هر كدام به طرفی رفته و اظهار مخالفت كرده و 
مردم را به سوی خود دعوت می‏كنند.وقعة الطف، ص 77.

بنابراین، امام حسین(ع) با توجه به نامناسب بودن شرایط مدینه برای اظهار مخالفت 
علنی و قیام و نیز در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امكان حركتی مؤثر، 
تصمیم به ترك آن گرفت و از آیه‏ای كه در هنگام خروج از مدینه قرائت كرد، این نكته
 - كه ترك این شهر به علّت عدم احساس امنیت بوده است - آشكار می‏شود.

بنا به نوشته ابو مخنف اباعبداللّه(ع) در شب 27 یا 28 رجب همراه با خاندان خود
 - در حالی‏كه آیه‏ای را كه قرآن از زبان موسی‏(ع) در هنگام خروج از مصر به 
علّت عدم احساس امنیّت نقل می‏كند - تلاوت كرد:همان، ص 85 و 86.

«فخرج منها خائفاً یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین» قصص (28)،
آیه 21.؛ «موسی‏ از شهر خارج شد، در حالی كه ترسان بود و هر لحظه در انتظار 
حادثه‏ای عرض كرد: پروردگارا! مرا از این قوم ظالم نجات بده».

انتخاب مكّه، در حالی بود كه هنوز مردمان شهرهای مختلف از مرگ معاویه مطلع 
نشده بودند و تلاش‏های جدی مخالفان برای اظهار مخالفت با یزید آغاز نشده بود و هنوز 
امام حسین(ع) دعوتی از شهرهای دیگر و از جمله كوفه نداشت. بنابراین امام(ع) 
باید مكانی را برای هجرت خود انتخاب می‏كرد كه اوّلاً بتواند آزادانه و در كمال امنیّت
 در آنجا دیدگاه‏های خود را ابراز كند. ثانیاً بتواند آنجا را محلّی برای انتقال 
دیدگاه‏های خود به سرتاسر مملكت اسلامی قرار دهد.

شهر مكّه هر دو ویژگی را داشت؛ زیرا طبق آیه صریح قرآن
«و من‏دخله‏كان‏آمناً» آل عمران (3)، آیه 97. حرم امن الهی بود و نیز با توجه 
به وجود كعبه در این شهر و سرازیر شدن مسلمانان از سرتاسر مملكت اسلامی برای 
انجام اعمال عمره و حجّ، امام حسین(ع) به خوبی می‏توانست با گروه‏های مختلف دیدار 
كرده و علّت مخالفت خود با دستگاه اموی و یزید را برای آنها تبیین كند و نیز گوشه‏هایی 
از معارف اسلامی را برای آنها بیان نماید. در ضمن با گروه‏های مخلتف شهرهای اسلامی
 - از جمله كوفه و بصره -وقعة الطف، صص 103 - 107. در ارتباط باشد.

امام(ع) شب جمعه سوم شعبان سال 60 ق وارد مكّه شد و تا هشتم ذی‏حجه همان سال، 
در این شهر به فعالیت مشغول بود.همان، ص 88: 
«فاقبل اهلها یختلفون الیه و یأتونه و من كان بها من المعتمرین و اهل الآفاق».
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: حضرت اباعبدالله الحسین(ع), پرسش و پاسخ, حرف حساب, مقالات,
برچسب ها: روایات, جهان بین, کرب و بلا,
نظرات ()
صفحات دیگر
كل صفحات 2 |  1, 2,
آخرین مطالب ارسالی
آمار و امكانات
  • آخرین بروزرسانی :
  • تعداد كل مطالب :
  • تعداد کل نویسندگان :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید کل :
  • آخرین بازید از وبلاگ :
آمار و امكانات
این صفحه را به اشتراک بگذارید
RSS
ساعت فلش مذهبی تاریخ روز
دعای فرج
روزشمار محرم عاشورا
دعای عظم البلا دانشنامه عاشورا
زیارت عاشورا آیه قرآن تصادفی مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی آیه قرآن پخش زنده حرم

مهدی بیا

پیج رنک گوگل
Up Page
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic