در حال بارگذاری اطلاعات ...
درباره ما
    برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!

    میدانی چرا؟!

    امامِ گذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،

    اما امامِ حاضر را باید فرمان ببرند.

    وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...

    حبیب الله نعیمی هستم دانش آموز کلاس سوم ریاضی در دبیرستان تیزهوشان میناب.
    در غنی سازی این وبلاگ! از حسینیه شبکه اجتماعی نت ایران و سایت تخصصی امام حسین (ع) یاری گرفتم. امید است با نظر دادن به مطالب ما را در رشد و پیشرفت وبلاگ یاری رسانید.
    با دیدن صفحه اصلی وبلاگ جدید ترین مطالب را از دست ندهید!
    التماس دعا
معرفی صفحه
به گزارش دریچه فناوری اطلاعات؛ به مناسبت شهادت ستاره هشتم امامت دریچه برای شما کاربران 
 بسته ی نرم افزاری مخصوص شهادت این امام بزرگوار آماده کرده است. 
این بسته شامل نرم افزارهای رایانه، اندروید و جاوا می شود.

نرم افزار ضامن غریبان برای رایانه
این نرم افزار دینی حاصل فعالیت های انجمن گفتگوی دینی است که تلاش کرده اند، گوشه ای از زندگانی امام رضا (ع) را در نرم افزار توضیح بدهند.


این نرم افزار شامل  بخش های زیر است :
- پرسش و پاسخ: شامل ۲۴ پرسش و پاسخ پیرامون امام هشتم امام رضا (ع)
- آداب زیارت: شامل آداب کامل زیارت ، فضیلت و کیفیت زیارت ثامن الحجج (ع)
- سلوک رضوی: بررسی ابعاد شخصیتی امام رضا (ع)
- در مکتب رضوی: ۲۴ مطلب از معارف امام رئوف (ع)
- حرم ضوی: معرفی کامل بخش های حرم رضوی
- ادبیات رضوی: شامل شعر،داستان،پیامک،خاطره و حدیث
- کلیپ رضوی: شامل ۱۶ کلیپ تصویری و ۱۶ ترک صوتی


نرم افزار اما رضا (ع) برای رایانه
این برنامه یک نرم افزار کامل و جامع برای کسب اطلاعات مفید از زندگانی امام رضا (ع) است.


امكانات نرم افزار امام رضا (ع) آنلاین:
1- بخش زندگی نامه امام رضا (ع) شامل :
زندگی نامه, زیارت نامه , مادر امام , -نام امام رضا , حیات اجتمایی , سیره عملی و اخلاقی و ماجرای ولایعهدی
2- بخش اخبار سایت های امام رضا (ع) شامل :
مشاهده تیتر خبرها ی سایتهای آستان قدس رضوی (www.aqrazavi.org)
پایگاه جامع اطلاع رسانی امام رضا (ع) (www.imamrezatv.org)
وسایت فرهنگی مذهبی امام رضا (ع) (www.imamreza.org)
3- مشاهده تاریخ واوقات شرعی مشهد و سایر شهرها
4- زیارت آنلاین امام رضا (ع) شامل:
پخش مستقیم از حرم امام رضا (ع) , پخش زنده از صحن انقلاب حرم امام رضا (ع) , پخش زنده از صحن گوهر شاد
5- احادیث از امام رضا (ع) شامل :
احادیثی از امام (ع) به صورت متنی ونمایش به صورت فلش ( گرافیكی )
6- مشاهده وضعیت آب وهوا ی شهر مشهد و سایر شهر ها
7- مشاهده و دانلود تصاویر پشت زمینه گرافیكی و فایلهای اسكن سرور با موضوع امام رضا (ع)
8- نوا و نماهنگ ( امكان دانلود انواع فایل صوتی و تصویری با موضوع امام رضا (ع) )
9-بخش موبایل رضوی شامل :
نرم افزارها ی ویژه , كتاب های الكترونیكی و تم های موبایل ویژه امام رضا (ع)
10- مشاهد آنلاین نقشه حرم امام رضا(ع) ومشاهده آنلاین نقشه مشهد



نرم افزار زیارت امام رضا (ع) برای اندروید
این نرم افزار دارای ویژگی های منحصر به فردی است که برخی از آن ها عبارت اند از: زیارت نامه امام رضا و معرفی حرم مطهر و ... است.


امکانات نرم افزار:
- قابلیت تغییر فونت و زمینه
- امکان ارسال قسمتی از متن به وسیله پیامک به مخاطب دلخواه
- متن فهرست بندی شده
- قابلیت جستجو در کل متن
- دارای نشانگر پیشرفت صوت با امکان کنترل آن

همچنین این نرم افزار هیچ نیازی به فونت فارسی یا فارسی ساز ندارد و جهت بهینه سازی بیشتر به طور مرتب بروز رسانی خواهد شد.

منابع:
مفاتیح الجنان
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
وبسایت آستان قدس رضوی


کتاب جامع الکترونیکی امام رضا (ع) برای اندروید
کتاب جامع  الکترونیکی امام رضا یک نرم افزار جامع و کامل با موضوع های زیارت نامه امام رضا (ع)، شناسنامه  امام رضا (ع)، زندگانی و دوره  امامت امام رضا (ع)، فضائل و کرامات امام رضا (ع)، سیره امام رضا (ع)، آموزه ها و آثاری از امام رضا (ع)، مناظرات امام رضا (ع)، برکات حضور امام رضا (ع) در ایران، آداب زیارت امام رضا (ع)، چهل حدیث نورانی از امام رضا(ع) و امام رضا (ع) در آینه شعر است.



قابل اجرا در اندروید 2 و بالاتر
حجم نرم افزار: 4.4 مگابایت

برنامه حریم رضوی برای اندروید
نرم افزار حریم رضوی یکی از بهترین برنامه های مذهبی برای گوشی های دارای سیستم عامل اندروید است، که توسط برنامه نویسان کشورمان ساخته شده است. شما به وسیله ی این نرم افزار می توانید به صورت مجازی در صحن حرم به گشت و گذار بپردازید. این برنامه می تواند یک مسیریاب کاملا حرفه ای برای گوشی اندرویدی تان باشد.


ویژگی های این نرم افزار:
نقشه آفلاین حرم امام رضا(ع) با قابلیت جستجوی صحن ها , رواق ها , اماکن , مقابر و …
نمایش موقعیت شما در حرم مطهر
آداب زیارت
ادعیه شامل زیارت نامه , امین الله , عاشوراء و توسل
لیست تلفن های ضروری حرم

دسترسی‌ها
تغییر یا حذف محتویات کارت حافظه
موقعیت دقیق(به کمک GPS)
دسترسی کامل به اینترنت



قابل اجرا در اندروید 2 و بالاتر
حجم نرم افزار: 19.9 مگابایت

بسته نرم افزاری امام رضا برای پلتفرم جاوا
درا ین بسته که برای گوشی های دارای سیستم عامل جاوا است، کتاب های الکترونیکی: قرآن از منظر امام رضا (ع)، از مدینه تا خراسان، اشک آهو، از محضر رضا (ع)، صحیفه رضویه، امام رضا (ع) و ایران گنجانده شده است.


فرمت نرم افزارها: JAR
تعداد نرم افزارهای موجود: 6
حجم نرم افزارها: 2.7 مگابایت
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: 28 صفر, مقالات, شهادت ثامن الائمه (ع),
نظرات ()
طب الرضا یا رساله‌ی ذهبیه کتابی است پزشکی از امام رضا ع که بر خلاف کتب دیگر- 
که معمولاً توصیه‌های پزشکی را از میان احادیث ائمه گلچین می‌کنند- 
وجود مبارک امام رضا ع آن را نگاشته‌اند.

به گزارش خیمه گاه باشگاه خبرنگاران؛ طب الرضا یا رساله‌ی ذهبیه کتابی است پزشکی از امام رضا ع که بر خلاف کتب دیگر- که معمولاً توصیه‌های پزشکی را از میان احادیث ائمه گلچین می‌کنند- وجود مبارک امام رضا ع آن را نگاشته‌اند. این کتاب از دو جهت دارای اهمیت است؛ اول این‌که کتابی است علمی در زمینه‌ی پزشکی و دیگر این‌که چون از ناحیه‌ی امام معصوم صادر شده، از اشتباهات مرسوم و رایج در علوم تجربی مبری است.


رساله ذهبیه امام رضا ع مجموعه بیانات ارزشمند علمی و پزشکی امام است که در آن با شرح خواص اغذیه و اشربه، راهکارهای بهزیستی و بهداشت و سلامت را به انسان می‌آموزد و تکنیک‌های مقابله با بیماری‌ها و آسیب‌های روحی و روانی را مورد توجه و نقد و بررسی قرار می‌دهد. این رساله با اهمیت پزشکی، به درخواست مأمون خلیفه عباسی، توسط امام تقریر و تحریر شده است که امام، آن را بزرگوارانه ظاهراً خطاب به مأمون تقریر فرموده؛ اما در متن بیانات، افاضات جنبه‌ی خطاب عمومی داشته و از مفاد آن شمیم افادات همگانی به مشام می‌رسد، بخشی از آن رساله‌ی گرانمایه به بحث درباره‌ی اهمیت حیاتی حجامت و فصد(شکافتن رگ بیمار) پرداخته و این راهکار حیات‌بخش را درمانگر بسیاری از بیماری‌های لاعلاج رقم زده است. اهمیت و تأثیر اعجاب‌آور این اثر گوهربار به قدری بود که مأمون را بر آن داشت تا دستور دهد آن را با آب طلا بنویسند.

تردیدی در صحت و اصالت سند رساله ذهبیه نیست زیرا برخی از روایت‌ها سند آن را به «محمد‌بن جمهور» و در بعضی از این سندها نام «حسن‌بن محمد نوفلی» به چشم می‌خورد که نجاشی او را توثیق کرده و درباره‌ی او گفته است: «ثقه و جلیل‌القدر است و از امام رضا ع رساله‌ای را روایت 
کرده است که منظور او همان رساله ذهبیه است».

شاید شهرت این رساله میان دانشمندان و اجماع آن‌ها درباره‌ی نسبت آن به امام رضا ع در دوران مختلف و عدم ورود خدشه‌ای از جانب احدی بر این انتساب، از جمله اسبابی است که به پژوهشگر اطمینانی نزدیک به یقین ‌بخشیده که این رساله از عطایای شخص امام رضا عاست. این رساله‌ی بلیغ علمی از نفیس‌ترین و گران‌بهاترین مواریث اسلامی، در زمینه‌ی دانش پزشکی است و به طور مختصر مشتمل بر رشته‌هایی از علوم پزشکی مانند علم تشریح، زیست‌شناسی، وظایف‌الاعضا و علم‌الامراض و بهداشت و جز آن بوده و بخش زیادی از طب پیش‌گیری را نیز بیان فرموده است و نیز شامل دانش شیمی و تغذیه و بسیاری از گرایش‌های علمی و دانش بشری است. 

نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات, 28 صفر,
نظرات ()
اگر قصد دریافت نرم افزار های مورد استفاده در رحلت پیامبر اعظم(ص) و 
شهادت سبط اکبرش امام حسن (ع) را دارید با کرب و بلا همراه باشید.

ویژه رحلت پیامبر اکرم (ص)
ویندوز


نرم افزار نبی الاکرم، نرم افزاری جامع در زمینه زندگانی، غزوات، معجزات و نبوت پیامبر خاتم، 
حضرت رسول اکرم (ص) اطلاعات بسیار ارزشمندی در اختیار کاربران عزیز قرار می دهد. 
این نرم افزار کم حجم را می توانید با کلیک بر روی تصویر بالا دریافت کنید.

اندروید


اولین کتاب جامع الکترونیکی اندروید "حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم” در ایران ، حاوی :

تاریخ زندگانی پیامبر (ص)
قرآن مجید معجزه بزرگ پیغمبر (ص)
حدیث کساء و اهل بیت پیامبر (ص)
پیامبر (ص) و ایرانیان
اخلاق و فضائل پیغمبر (ص)
سیره پیامبر (ص)
سخنان پیامبر (ص)
پیامبر (ص) ، زیارت و توسل
پیامبر اعظم (ص) در آیینه قرآن
پیامبر (ص) در کلام امیر المومنین (ع)
پیامبر (ص) از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان
پیامبر (ص) در آینه ادب و هنر

به همراه متن و پخش صوتی 

زیارت نامه حضرت محمد (ص)                                    دانلود

جاوا


نرم افزارهای زیر مناسب برای سیستم عامل جاوا هستند :




ویژه شهادت امام حسن مجتبی (ع)

ویندوز 


در نرم افزار امام حسن(ع) در حد توان سعی شده مطالبی قرار داده شود تا همه از آن بتوانند استفاده کنند .

چند ویژگی از نرم افزار :

۱- دارای زندگی نامه امام حسن(ع)
۲-دارای احادیث زیبا از امام
۳- دارای داستان های زیبا و اموزنده از امام حسن(ع)
۴ – پاسخ به شبهات پیرامون امام حسن (ع)

برای دانلود روی تصویر بالا کلیک کنید

اندروید


نرم افزار ” امام حسن مجتبی علیه السلام (حق الحقیق) " که حاوی اطلاعاتی ارزشمند در خصوص زندگینامه ، اخلاق و فضائل ، سخنان ، داستان ها ، حکایات و … حضرت امام حسن (ع) می باشد ، با هدف فراهم کردن بستری مناسب جهت سهولت دسترسی و بهره مندی عاشقان آن حضرت از سیره و دستورات ایشان بوده که امید است مورد توجه مریدان و محبان کریم اهل بیت (ع) واقع گردد.


امکانات و بخش های نرم افزار :

زیارت نامه امام حسن مجتبی علیه السلام (با ترجمه فارسی و همراه با صوت و قرائت)
شناسنامه امام حسن مجتبی (ع)
امام حسن (ع) قبل از امامت
امام حسن (ع) پس از امامت
صلح امام حسن (ع)
واپسین روزهای عمر امام حسن (ع)
اخلاق و فضائل امام حسن (ع)
سخنان امام حسن (ع)
امام حسن (ع) از نگاه دیگران
امام حسن (ع) در آینه ادب و هنر
امام حسن (ع) در آینه کتب و رسانه
قصه های کوتاه از امام حسن (ع)

برای دانلود روی تصویر بالا کلیک کنید

جاوا


نرم افزارهای زیر مناسب برای سیستم عامل جاوا هستند :



نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات, تصاویر, 28 صفر,
نظرات ()
در این مطلب بخش اول مداحی های شهادت امام رضا (ع) را قرار داده ایم.


به گزارش خیمه گاه باشگاه خبرنگاران،در ادامه می توانید بخش اول منتخب مداحی های شهادت امام رضا(ع)  
را دریافت كنید.

برای دریافت این مداحی ها برروی تصویر بالا کلیک کنید.
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: 28 صفر, مقالات, شهادت ثامن الائمه (ع),
نظرات ()
نبی مکرم اسلام را خاضع الطرف خوانده‌اند و این به آن دلیل است که وی سر را کمتر بالا می‌برد و 
زمین را می‌نگریست. تواضع نبوی او چنان بود که پیش از دیگران سلام می‌داد حال ممکن بود که 
دیگری بزرگ‌‌تر، کوچک‌تر یا به لحاظ اجتماعی وضع پایین‌تری داشته باشد.

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، دیگرخواهی و حس دوست داشتن دیگران، بدون چشمداشت، خصلتی نیکوست که فطرت هر انسان آن را می‌پسندد و تحسین می‌کند. اما انسان‌ها به تبعیت از طبیعت، به خود و حفظ بقایشان بسیار بها می‌دهند و از آنجا که دیگران معمولا محدودکننده منابع برای هر انسان هستند، دیگرخواهی معمولا مستلزم ایثار و پاگذاشتن روی طبیعت خودخواه بشر است. به این ترتیب، هرچند دیگرخواهی نزد همه صفتی پسندیده است، اما عمل بر طبق آن، از همه کس برنیاید.
دیگرخواهی و ایثار برای دیگران، نیازمند نفسی است که از حیث معرفتی قدرت تشخیص داشته باشد که حفظ ذات من نیازمند حفظ بقا و پاسداری از دیگر انسان‌هاست. پیامبران الهی و در راس آنها، نبی خاتم این مساله را بدرستی تشخیص داده و در حیات خود به آن پایبند بودند. هدایت دیگران، هدفی زندگی انبیا بود و پیامبر اکرم به بهترین معنا این هدف را در زندگی خود و خاندانش دنبال کرد و حتی از ایثار جان خود و عزیزترین فرزندانش برای رسیدن به این هدف ابایی نداشت.

کل زندگی نبی‌اکرم (ص) گواه همین مطلب است. آن زمان که ایشان دعوت پنهانی را از نزدیک‌ترین اعضای خاندان خویش آغاز کردند، همچون سالکی رفتار کردند که بعد از دریافت نور الهی هدایت، نزدیکان خود را از این نور بهره‌مند می‌کند. تپیدن دل نبی برای رستگاری دیگران، محدود به عزیزترین خویشش، علی و همسرش خدیجه و دیگر اهل بیتش نشد و دعوت را به کل قبیله و سپس به دیگر قبایل گسترش داد. او پیام هدایت الهی را محدود به قوم و عشیره و قبیله خود ندید، بلکه آن را جهانی تعریف کرد و از اسلام‌آوری سلمان ایرانی استقبال کرد. پیامبر بیش از هر بشری از ابنای آدم، دیگرخواه و انساندوست بود.

تاکید بر رحمت نبوی واکنش بجایی است در مقابل کسانی که اسلام را دین خشونت می‌دانند. پیامبر اسلام مهربان بود و این مهربانی نسبتی با خشونت کسانی که خود را پیروان راستین او می‌دانستند، ندارد. رحمت و دیگرخواهی محمد (ص) به حدی بود که آیه‌ای در قرآن پیامبر را از فدا کردن خویش در راه هدایت مردم بازمی‌دارد. رحمت پیامبر خصوصیتی فردی نبود بلکه رحمتی برای هدایت انسان‌ها بود. رحمت نبی، شیوه‌اش بود، شیوه‌ای که امروزه برخی با جایگزینی آن با کشتن بی‌گناهان اشتباه گرفته‌اند.

نبی مکرم اسلام را خاضع الطرف خوانده‌اند و این به آن دلیل است که وی سر را کمتر بالا می‌برد و زمین را می‌نگریست. تواضع نبوی او چنان بود که پیش از دیگران سلام می‌داد حال ممکن بود که دیگری بزرگ‌‌تر، کوچک‌تر یا به لحاظ اجتماعی وضع پایین‌تری داشته باشد. این پیامبر بود که ابتدا به استقبال دیگری می‌رفت و بی‌شک میل به هدایت انسان‌ها بود که چنین روشی را تجویز می‌کرد.

در وضع غیرقابل تحملی که کفار شرایط را برای از بین بردن اسلام و مسلمانان ایجاد کرده بودند خداوند متعال پیامبر رحمت را به صبر دعوت کرده و امیدوار می‌ساخت. رحمت پیامبر توصیه‌ای الهی نیز بود. پیامبر در دوران اولیه در مکه از خشونت مانع شدند و با حلمی رحیمانه اصحاب خویش را به صبر خواندند.

سه سال بعد از هجرت بود که قریش مانع ورود حضرت به مکه شدند و سرانجام صلح حدیبیه مقدمات فتح بدون خونریزی مکه را فراهم آورد.

پس از کمتر از دو سال و نقض پیمان از سوی قریش، رسول رحمت با مسلمانان به سوی مکه رهسپار شدند و شهر با کمترین مقاومتی به فتح سپاه اسلام درآمد. شهر مکه مخالفان و شکنجه‌گران اولیه مسلمانان را در خود جای داده بود.

با تاسیس شهر مسلمانان، مکیون ایجاد تفرقه کرده بودند و تا توانسته بودند، در نابودی آرمان توحید کوشیده بودند. قبایل این شهر به ریختن خون پیامبر هم قسم شده بودند. مشرکان مکه انسان‌های بی‌رحمی بودند که بدون شفقتی از هرگونه آزار زنان و مردان آزاد و برده فرونگذاشته بودند.

برای دستگیری پیامبر جایزه تعیین کرده بودند و سه سال مسلمانان را در بدترین شرایط زندگی قرار داده بودند. در جنگ احد، شیوه انتقام هند جگرخواره از عموی پیامبر شهره خشونت و نفرت اهل مکه از مسلمانان بود و حالا راه برای انتقام باز شده بود؛ انتقامی که معقول می‌نمود به پشتوانه قدرتی که موجود بود.

برخی از فاتحان مسلمان فریاد انتقام و کشتار را سر دادند اما همه چیز با سخنان پیامبر توقف یافت، ایشان روز فتح مکه را روز رحمت اعلام کردند و خانه ابوسفیان را که سرکرده سپاه شرک بود خانه امن؛ اعلام رحمت در عین امکان برای انتقامی که شاید حق می‌نمود. باز در جریان جنگ احد وقتی دندان پیامبر نیز شکست و چهره مبارکشان زخم برداشت، یارانش توصیه کردند که دشمنان را نفرین کند و پیامبر مهربان مسلمانان را یادآور شد که برای نفرین برگزیده نشده است.

رحمت اصیل وقتی معنا می‌یابد که ضرورتی نداشته باشد. برای ضعیف رفتار رحیمانه چندان عجیب نیست و این فرد قدرتمند است که باید از خویش رحمت نشان دهد.

در گفت‌وگو و مجالس، آهنگ صدای پیامبر همواره آرام بود چنانچه صدای بال پرندگان نیز شنیده می‌شد. فریاد نمی‌زد و بر اساس آیه لا ترفعو اصواتکم فوق صوت النبی دیگران نیز به آرامی سخن می‌گفتند. علاوه بر وجود فضایی آرام در مجلس سخنان پیامبر آداب سخن به غایت احترام برگزار می‌شد. پیامبر سخن کسی را قطع نمی‌کرد و فقط پس از تمام شدن سخن دیگری سخن می‌گفت و نشان می‌داد که به سخنان مخاطب به دقت گوش داده است.

ایشان در سخن گفتن به یکسان به مخاطبان نگاه می‌کرد. همه طبقات در مجلس پیامبر حضور داشتند و گفته شده است که ایشان از نشستن با فقرا بیشتر خرسند می‌شد. چنانچه معروف است اگر کسی وارد مجلس ایشان می‌شد متوجه نمی‌شد که بر اساس نحوه نشستن پیامبر باید کجا نشسته باشد.

پیامبر رحمت و اصحابش به صورت دایره نشسته و پیامبر به لحاظ مکانی بر بلندی و در جایی متمایز نمی‌نشست. نقل است که اگر سواره بود، نمی‌پذیرفت که شخصی همراه و همگامش پیاده راه رود و از او می‌خواست که بر مرکبش سوار شود و اگر مورد قبول واقع نمی‌شود پیاده می‌شد تا احساس برتری بر دیگری ایجاد نشود.

این رفتار رحیمانه در مقایسه با مسلمانان سلفی که کمر به ترور بسته‌اند عجیب می‌نماید، بی‌تردید تفاوت میان رحمت نبوی و خشونت کنونی برخی از مسلمانان مانند تفاوت میان شب و روز است.

نبی مکرم اسلام اگر یکی از اصحاب را سه روز نمی‌دیدند سراغش را می‌گرفتند. پیامبر می‌فرمودند که برترین اخلاق پیامبران و راستمردان خوشرویی و صمیمیت با دیگران است و او خود الگوی این رفتار بود.

خداوند در قرآن به پیامبر می‌گوید: «اگر تندخو، خشن، عصبانی مزاج، عبوس و سخت دل بودی از گرد تو پراکنده می‌شدند.» اما پیامبر هیچ کدام نبود و بسیاری با خوشرویی ایشان جذب پیام وحی شدند و اصحاب پیامبر تاریخ را دگرگون ساختند. در آیه مذکور می‌توان منطق رحمت پیامبر را یافت؛ منطقی که باید عموم مسلمانان آن را مبنای عمل خویش قرار دهند. خشونت میان پراکندگی جمعیت است.

کشورهای اسلامی و مسلمانان در روابط داخلی و خارجی خویش باید رحمت نبوی را دوباره مد نظر قرار دهند و از توصیه قرآن عمیقا بهره‌مند شوند. هر چه مسلمانان بتوانند با رفتاری دیگرپذیر و خوشروتر با دیگران مناسبات داشته باشند و رفتار خویش را دستمایه عبوس بودن در جامعه اسلامی فراهم نسازند، با رفتار نبوی خواهند توانست در یک دایره الهی به سوی هدایتی جهانی به سوی توحید پیش روند و سلاح‌های خویش را با لبخند و رحمت نبی مکرم اسلام مبادله کنند.
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات, 28 صفر,
نظرات ()
در لحظات آخر عمر پیامبر(ص)، فاطمه(س) بسیار گریان بود. پیامبر(ص) او را به نزدیک خود طلبید و 
مطالبی را به او گفت که فاطمه(س) گریه­اش شدت یافت. آنگاه مطلبی را به ایشان گفت که 
حضرت زهرا(س) تبسم کرد.


به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، پیامبر اکرم(ص) پس از بیست و سه سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیب­های فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خویش، سرانجام در روز دوشنبه، بیست و هشتم ماه صفر یازدهم هجرت[۱] پس از چهارده روز بیماری[۲] و کسالت، رحلت فرمودند و در هجرۀ مسکونی خویش در جوار مسجدی که تأسیس کرده بود، به خاک سپرده شد.

آخرین روزهای وفات پیامبر(ص)

پیامبر(ص) شب پیش از بیماری شدیدش در حالی که دست علی(ع) را گرفته بود، همراه جماعتی برای طلب آمرزش به قبرستان بقیع رفت و برای اهل قبور درود فرستاد و برای آنان طلب استغفار طولانی کرد. آنگاه به علی(ع) فرمود: «جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه می­کرد؛ ولی امسال دو مرتبه این امر صورت گرفته است و این دلیلی ندارد مگر اینکه اجل من نزدیک باشد.»[۳]

پس به علی(ع) گفت: «اگر من از دنیا رفتم، تو مرا غسل بده.»[۴] در روایت دیگر آمده است که «فرمودند: به هر کسی وعده­ای دادم، باید آن را بگیرد و به هر کسی دِینی دارم، باخبرم سازد.»[۵]

پیامبر(ص) که گویا از حرکات زنندۀ برخی از زوجات و صحابۀ خود و تخلف برخی از یاران ناراحت شده بود، برای پیشگیری از بدعتها، فرمود: «ای مردم، آتش فتنه شعله­ور شده و فتنه­ها مانند پاره­های شب تاریک، رو آورده و شما هیچ دستاویزی علیه من ندارید؛ زیرا من حلال نکردم مگر آنچه قرآن حلال دانسته و حرام نکردم مگر آنچه قرآن حرام داشته است.»[۶]

پیامبر(ص) پس از این هشدار به منزل "ام­سلمه" رفت و دو روز در آنجا ماند و گفتند خدایا تو شاهد باش که من حقایق را ابلاغ کردم.[۷] سپس پیامبر(ص) به منزل رفت و جماعتی به حضور طلبید و گفت: «مگر به شما امر نکردم که با جیش "اسامه" بروید؟ چرا نرفتید؟» ابوبکر گفت: رفتم؛ ولی دوباره برگشتم تا تجدید عهد کنم. عمر گفت: نرفتم؛ چون نمی­توانستم منتظر باشم تا حال شما را از کاروانیان بپرسم.[۸]

رسول خدا(ص) از تخلف آنان سخت ناراحت شد و با همان حال کسالت به مسجد رفت و خطاب به اعتراض کنندگان فرمود: این چه سخنی است که درباره­ی فرماندهی "اسامه" می­شنوم شما پیش از این به فرماندهی پدرش هم طعن می­زدید به خدا سوگند او برای فرماندهی لشکر سزاوار بود و فرزندش اسامه نیز برای این کار شایسته است. رسول خدا در بستر بیماری مرتبا به عیادت کنندگان خود به طور مرتب می­فرمود، سپاه اسامه را حرکت دهید.[۹] پیامبر(ص) فرمود: «نفذ و اجیش اسامه» «وی در اینجا متخلفان از جیش اسامه را لعن کرد.»[۱۰]

سپس پیامبر(ص) بیهوش شد و تمام زنان و کودکان می­گریستند. لحظاتی بعد پیامبر(ص) به هوش آمد و دستور داد که برایش قلم و دواتی بیاورند تا بر ایشان چیزی بنویسند که پس از آن هرگز گمراه نشوید در این میان برخی به دنبال آوردن صحیفه و دوات رفتند. که عمر گفت: بیماری بر پیامبر(ص) چیره گشته است، «ارجع فانه یهجر» برگرد؛ زیرا او هذیان می­گوید. قرآن نزد شماست، کتاب خدا برای شما کافی است.[۱۱] حاضران بعضی با نظر عمر مخالفت کردند و بعضی دیگر جانب او را گرفتند رسول خدا(ص) از اختلاف و سخنان جسارت­آمیز آنان سخت ناراحت شد و فرمود: «برخیزید و از من دور شوید».[۱۲]

وصیت پیامبر(ص) در لحظات پایانی

پیامبر(ص) در حضور جمع، رو به حضرت علی(ع) کرد و به او وصیت کرد و به ایشان فرمود: نزدیک بیا، سپس زره و شمشیر و خاتم و مهرش را به علی(ع) داد و فرمود «برو منزل». پس از لحظاتی بیماری ایشان شدید شد و آنگاه که حالش بهتر شد، علی(ع) را ندید. به زنان خود گفت: «برادرم و صاحبم بیاید» آنان به ابوبکر گفتند و آو آمد و باز پیامبر(ص) جمله را تکرار کرد و این بار به سراغ عمر رفتند و عمر آمد؛ ولی پیامبر(ص) فرمود: «برادرم و صاحبم بیاید» "ام­ سلمه" فرمود: «علی(ع) را می­طلبد، به او بگوئید بیاید».[۱۳] علی(ع) آمد و مدتی با هم به طور خصوصی و در گوشی صحبت کردند. وقتی از علی(ع) پرسیدند، پیامبر(ص) چه گفت؟

در پاسخ فرمود: به من هزار باب علم که از هر بابی هزار باب دیگر منشعب شده بود، آموخت و چیزهایی را به من سفارش کرد که انجام خواهم داد.[۱۴] پیامبر(ص) در همان حال چند مرتبه فرمود: «ما ظن محمد بالله لو لقی الله و هذه عذره عنده»

در روزهای آخر از "بلال" خواست تا مردم را در مسجد حاضر کند، خطبه­یی خواند، بعد از مردم خواست اگر کسی حقی از او به گردن دارد، مطالبه کند. هیچ کس پاسخی نداد تا سه بار پیامبر(ص) تکرار کرد تا اینکه غلامی بنام "عکاشه" برخاست و حقی را از ایشان مطالبه کرد، به قصد انتقام از پیامبر(ص)، شلاقی آماده کردند؛ ولی همین که خواست قصاص کند بر بدن حضرت افتاد و شروع به گریه کرد و ایشان را عفو نمود و پیامبر(ص) فرمود: او رفیق من در بهشت خواهد بود.[۱۵] سپس به علی(ع) دستور داد، آن پولها را که نزد یکی از زنان بود، بگیرد و میان فقرا تقسیم کند.[۱۶]

فاطمه(س) و لحظۀ وداع با پدر

در لحظات آخر عمر پیامبر(ص)، فاطمه(س) بسیار گریان بود. پیامبر(ص) او را به نزدیک خود طلبید و مطالبی را به او گفت: که فاطمه(س) گریه­اش شدت یافت. آنگاه مطلبی را به ایشان گفت: که حضرت زهرا تبسم کرد. ایشان بر پاسخ سؤال دیگران فرمودند که لحظۀ اول پیامبر(ص) فرمودند: «در همین درد می­میرم» و در باب شادی و تبسم­اش فرمودند: تو اولین کس از اهل بیت(ع) من هستی که به من ملحق می­شود» و این بود که من تبسم کردم.[۱۷] در لحظات واپسین عمر پیامبر(ص) سرش در دامان امیرالمؤمنین(ع) قرار داشت.[۱۸]

کفن و دفن پیامبر(ص)

هنگامه فوت پیامبر(ص) خلیفه­ دوم، بنابر عللی در بیرون خانه فریاد می­زد که پیامبر(ص) فوت نکرده و بسان حضرت عیسی(ع) پیش خدای خود رفته، در این میان یک نفر از اصحاب پیامبر(ص) این آیه را خواند: «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الارسل أفإن مات أو قتل ...»[۱۹]

علی(ع) جسد مطهر پیامبر(ص) را غسل داد و کفن کرد؛ چون پیامبر(ص) سفارش کرده بود که نزدیکترین کس مرا غسل خواهد داد[۲۰] و این شخص جز علی کسی نیست. سپس چهره آن حضرت را گشود در حالی که سیلاب اشک از دیدگانش جاری بود. فرمود: «پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا(ص) با رحلت تو رشته نبوت و وحی الهی و اخبار آسمانها قطع گردید... اگر ما را به صبر و شکیبایی امر نمی­کردید، آنقدر گریه می­کردم که سرچشمه اشک را می­خشکانید».[۲۱]

سپس در قبری که توسط "ابوعبیده جراح" و "زید بن سهل" آماده شده بود و در همان حجره­ای که وفات یافته بود، در خانه­ خودش به خاک سپرده شد.[۲۲]

پی نوشت:

[۱] شیخ مفید، الارشاد، بیروت، موسسه اعلمی، ۱۳۹۹ه.ق ص ۹۷. در تاریخ وفات پیامبر اکرم احتمال زیادی بیان شده است و این بنابر قول مشهور علمای شیعه است. و ابن هشام؛ السیرة‌النبویة، مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، دارالمعرفة، بی تا، ج۲، ص۶۵۸ و ابن سعد؛ الطبقات‌الکبری، محمد بن صامل السلمی، الطائف، مکتبة‌الصدیق، ۱۴۱۴، الأولی، ج۲، ص ۵۲۱.
[۲] . ابن واضح، تاریخ یعقوبی، نجف، المکتبه الحدریته، ۱۳۸۴ ه.ق، ج ۲، ص ۱۷۸.
[۳] . شیخ مفید، الارشاد، پیشین، ص ۹۷ و ابن سعد، الطبقات، ج ۲، ص ۲۱۴.
[۴] . همان، ج ۲، ص ۲۱۴ .
[۵] . همان، ج ۲، ص ۲۱۴ .
[۶] ـ ابن هشام، السیرة النبویة، پیشین، ج ۲، ص ۶۵۴ و ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۲۱۶.
[۷] ـ شیخ مفید، الارشاد، پیشین، ص ۹۷.
[۸] ـ ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۳۳۴، صحیح مسلم، ج ۲، ص ۳۲۵.
[۹] . ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۱۹۰.
[۱۰] ـ الشهرستانی، عبدالکریم؛ ملل و نحل، ترجمه و تصحیح سید محمد رضا جلالینائینی، چاپ سوم، ۱۳۶۰، ج ۱، ص ۲۳ و طبری، محمد بن ‌جریر؛ تاریخ‌الأمم ‌و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ اول، ۱۳۵۲، ج ۳، ص ۴۲۹.
[۱۱] . ابن حبل، احمد؛ مسند احمد، دارصار، بیروت، ج۱، ص ۳۵۵.
[۱۲] . ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۲۴۴.
[۱۳] ـ طبری، محمدبن‌جریر، پیشین، ج ۲، ص ۴۳۹.
[۱۴] ـ شیخ مفید، الارشاد، پیشین، ص ۹۹.
[۱۵] .التذکرة الحمدونیه، تصحیح احسان عباس، ج ۹، صص ۱۵۳و ۱۵۴.
[۱۶] ـ ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۲۳۸.
[۱۷] ـ همان، ص ۲۴۷.
[۱۸] ـ ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین،ج ۲، ص ۲۳۶ و نهج البلاغه صبحی صالح، خطبۀ ۱۹۷.
[۱۹] . ابن هشام، السیرة النبویة، پیشین، ج ۲، ص۶۵۶.
[۲۰] . ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین،ج ۲، ص ۵۷.
[۲۱] . نهج البلاغه صبحی صالح، خطبۀ ۲۳، ص ۳۵۵.
[۲۲] . ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲، ص ۲۸۱
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات, 28 صفر,
نظرات ()
با مرگ تو رشته ‏اى پاره شد كه در مرگ دیگران چنین قطع نشد و آن نبوت و فرود آمدن پیام و 
اخبار آسمانى بود . مصیبت تو دیگر مصیبت دیدگان را تسلى دهنده ست ‏یعنى پس از مصیبت تو دیگر 
مرگ ها اهمیتى ندارد . و از طرفى این یك مصیبت همگانى است كه عموم مردم به خاطر تو عزادارند .


به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، رحلت پیامبر اكرم (ص) براى حكومت اسلامى و امت اسلام حادثه‏ اى سخت و جانسوز بود . چنانكه امیرالمؤمنین(ع) مى ‏فرماید:

« بابی انت و امی یا رسول الله (ص) لقد انقطع بموتك ما لم ‏ینقطع بموت غیرك من النبوة والانباء و اخبارالسماء . خصصت ‏حتى صرت مسلیا عمن سواك و عممت ‏حتى صار الناس فیك سواء و لولا انك امرت بالصبر و نهیت عن الجزع، لانفدنا علیك ماءالشؤون . و لكان الداء مماطلا و الكمد محالفا و قلالك . . . (1) ؛

پدر و مادرم فدایت اى پیامبر خدا، با مرگ تو رشته ‏اى پاره شد كه در مرگ دیگران چنین قطع نشد و آن نبوت و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانى بود . مصیبت تو دیگر مصیبت دیدگان را تسلى دهنده ست ‏یعنى پس از مصیبت تو دیگر مرگ ها اهمیتى ندارد . و از طرفى این یك مصیبت همگانى است كه عموم مردم به خاطر تو عزادارند . اگر نبود كه امر به صبر و شكیبایى فرموده ‏اى و از بی‏تابى نهى نموده ‏اى آنقدر گریه مى ‏كردم كه اشك هایم تمام شود . و این درد جانكاه همیشه در من مى ‏ماند و حزن و اندوهم دائمى مى‏ شد. كه همه اینها در مصیبت تو كم و ناچیز است.»

سختى مصیبت رحلت پیامبر به قدرى بود كه امام على مى ‏فرماید: « فضجت الدار الافنیة(2)؛ گویا در و دیوار خانه فریاد مى ‏زد.»

پیامدهاى رحلت از زبان مبارک حضرت زهرا (س)

در این مقال بنابر آن است كه پیامدهاى رحلت پیامبر اكرم (ص) از نگاه تنها یادگارش، حضرت فاطمه سلام الله علیها بیان شود. او كه بضعة الرسول است (9) و به تعبیر امام على (ع) بقیة النبوة (10) است و به اعتراف دیگران، خیرة النساء و ابنة خیر الانبیاء، صادقة فی قولك، سابقة فی وفور عقلك است.

او كه هم مردمان مكه و مدینه را دیده و هم شاهد حیات پیامبر اكرم (ص) بوده و هم در كنار پیامبر و حضرت امیر(ع) حوادث ریز و درشت عصر نبوت و روزهاى بعد از رحلت و حوادث تلخ و دردناك آن ایام كوتاه را به دقت زیر نظر داشته است . آرى او مى ‏تواند پیامدهاى تاسف بار رحلت پیامبر را خوب بیان كند . در اینجا به مواردى از آنها مى ‏پردازیم:

آن حضرت در خطبه فدكیه (14) و خطبه‏اى كه بعدا در جمع زنان مدینه كه به عیادت ایشان آمده بودند (15) ایراد فرموده‏اند، پیامدهاى رحلت پیامبر را بیان مى ‏كنند از جمله آنها عبارتند از:

1. ایجاد ضعف و سستى در میان مردم .
استومع وهنه « یا وهیه.‏» (16)
حضرت در خطبه ‏اى كه در حضور زنان مدینه كه به عیادت ایشان آمده بودند نیز این امر را تذكر دادند و با تاسف فرمودند:
« فقبحا لفلول الحد واللعب بعد الجد و قرع الصفاة (17) ؛ چه زشت است ‏سستى و بازیچه بودن مردانتان پس از آن همه تلاش و كوشش .»

2. تفرقه و اختلاف به وجود آمد .
«استنهر فتقه وانفتق رتقه (18) ؛ تشتت و پراكندگى گسترش یافت . و وحدت و همدلى از هم گسست.»
استنهر از نهر به معناى وسعت و زیادى است، فتق به معناى جدایى و پاره پاره شدن است. انفتق از انفتاق یعنى شكافتن و رتق هم به معناى همبستگى و اتحاد است .
در قرآن كریم نیز آمده است كه: «ان السموات والارض كانتا رتقا ففتقناهما (19) ؛ (آیا كافران ندیدند) كه آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یكدیگر باز كردیم .»

3. امید و آرزوهاى مسلمانان به ناامیدى تبدیل شد.
آنان كه به پیامبر اكرم (ص) و احكام عالیه اسلام ناب حضرتش دلخوش كرده بودند از نعمت دین الهى و حكومت اسلامى بهره ‏مند گشته بودند. اكنون با دیدن حوادث بعد از آن حضرت مایوس شده و امیدشان به یاس مبدل گشت .
« واكدت الامال‏.» (20)

4 . به حریم پیامبر بى ‏حرمتى شد .
« اضیع الحریم و ازیلت الحرمة عند مماته (21)؛ هنوز جسد مبارك پیامبر بر زمین است. در اجتماع سقیفه (22) بدون نظرخواهى از خاندان پیامبر به تعیین جانشین براى آن حضرت مى‏پردازند. و حق اهل بیت‏ حضرتش را ضایع مى‏ كنند .
چنانكه حضرت على(ع) مى ‏فرماید:" فوالله ما كان یلقى فى روعى، ولا یخطر ببالى ان العرب تزعج هذا الامر من بعده (ص) عن اهل بیته ولا انهم منحوه عنی من بعده" (23) ؛ به خدا سوگند نه در فكرم مى‏گذشت و نه در خاطرم مى ‏آمد كه عرب خلافت را پس از رسول خدا از اهل بیت او بگرداند. یا مرا پس از وى از عهده دار شدن حكومت‏ باز دارند.»
و حتى در لحظات واپسین عمر حضرت و هنگام رحلت ایشان، هنگامى كه قلم و لوحى طلب فرمودند به آن حضرت بى‏ حرمتى كردند و نداى " فانه یهجر" سر دادند. (24)
و مدتى هم از رحلت ‏حضرت نگذشت كه به در خانه تنها یادگارش آمدند و چه بى ‏حرمتی ها كه نكردند. چنانكه حضرت زهرا فرمود: یا ابتاه یا رسول الله هكذا كان یفعل بحبیبتك وابنتك ... . (25)
یا ابتاه یا رسول الله ماذا لقینا بعدك من ابن الخطاب وابن ابى قحافة (26) ؛ بابا اى رسول خدا پس از تو از دست زاده خطاب و زاده ابى قحافه چه بر سر ما آمد. (27) 
5 . خط نفاق و دورویى آشكار شد .
« ظهر فیكم حسكة النفاق.‏» (28)
حضرت در جاى دیگرى از همین خطبه، با كنایه زیبایى به این نفاق افكنى پرداخته است و فرموده است:
« تشربون حسوا فى ارتغاء و تمشون لاهله و ولده فى الخمر والضراء و نصبر منكم على مثل حز المدى، و وخز السنان فى الحبشاء (29) ؛ شیر را اندك اندك با آب ممزوج نمودید و به بهانه این كه آب مى‏نوشید، شیر را خوردید. كنایه از نفاق است كه تظاهر به عملى مى ‏شود كه در واقع خلاف آن است (30) و براى نابودى اهل بیت او در پشت تپه‏ ها و درختان كمین كردید . و ما بر این رفتار شما كه مانند بریدن كارد و فرو بردن نیزه در شكم، دردآور و كشنده است صبر مى ‏كنیم .»

6 . دین و معنویت كم رنگ شد .
« و سمل جلباب الدین.‏» (31)
«جلباب‏» چادر یا عبایى كه بدن انسان را مى‏پوشاند، حضرت زهرا (س) تعبیر به جلباب دین فرموده . چون دین نیز تمام زوایاى زندگى فردى و اجتماعى انسان را در بر مى ‏گیرد، همانگونه كه چادر و عباء تمام بدن انسان را در بر مى ‏گیرد. (32)
و در عبارتى دیگر فرموده‏اند: «... اطفاء انوار الدین الجلى و اهمال سنن النبى الصفى (33) ؛ به خاموش كردن انوار درخشان دین و بى ‏اهمیت كردن و مهمل گذاردن سنت‏هاى پیامبر برگزیده خدا همت گماردید.»

7 . مردم دچار بى‏تفاوتى شدند .
حضرت خطاب به انصار كه با جان و مال پیامبر را كمك كرده بودند چنین فرمودند:
« یا معاشر الفتیة و اعضاء الملة، و حضنة الاسلام ما هذه الغمیزة فی حقی و السنة عن ظلامتى (34) ؛ اى گروه جوانمرد، اى بازوان ملت و یاوران اسلام، این غفلت و سستى و ضعف شما در حق من و تغافل و بى‏تفاوتى و خواب آلودگى درمورد دادخواهى من، چیست؟»

8 . مردم پیمان شكنى كردند .
فرمودند:« فانى حرتم بعد البیان و اسررتم بعد الاعلان و نكصتم بعد الاقدام (35) ؛ پس چرا بعد از بیان حق حیران و سرگردانید، و بعد از آشكار كردن عقیده پنهان كارى مى ‏كنید و بعد از آن پیشگامى و روى آوردن به عقب برگشته پشت نموده‏اید.»
حضرت زهرا سلام الله علیها، در این فراز به حادثه غدیر اشاره مى ‏كند كه پیامبر اكرم (ص) آن را براى مردم بیان فرمود و به آنها اعلام كرد و آنان نیز با على (ع) بیعت كردند . اما اكنون بیعت‏ خود را شكستند .

9 . مردم دچار وسوسه‏ هاى شیطانى شدند .
« تستجیبون لهتاف الشیطان الغوى (36) ؛ به شیطان گمراه كننده پاسخ مثبت دادید.»
و در جاى دیگر از خطبه فرموده ‏اند:« اطلع الشیطان راسه من مغزره هاتفا بكم فالفاكم لدعوته مستجیبین (37) ؛ شیطان سر خود را از مخفی گاه به در آورد. شما را فراخواند، دید كه پاسخگوى دعوت باطل او هستید... .»
«مغزر» یعنى مخفى گاه . در اینجا شیطان به سنگ پشت و خارپشت تشبیه شده است. چون آن هم وقتى دشمن را مى ‏بیند، سرش را در لاك خود فرو مى‏ برد. اما وقتى كه محیط را بدون خطر احساس كرد، سر خود را بیرون مى ‏آورد. شیطان نیز تا وقتى كه پیامبراكرم (ص) زنده بودند، سرش را در لاك خود فرو برده بود و جرات نمى ‏كرد خود را نشان دهد . ولى بعد از آن سرش را بیرون آورد و به تحریك مردم پرداخت. (38)

10. شتاب در شنیدن حرف هاى بیهوده و بى ‏اساس .
« معاشرالناس المسرعة الى قیل الباطل المغضیة على الفعل القبیح الخاسر (39) ؛ اى گروه مردم كه به سوى شنیدن حرف هاى بیهوده شتاب مى‏كنید، و كردار زشت زیانبار را نادیده مى ‏گیرید.»

11. نطفه مظاهر فساد روئیدن گرفت .
در پایان خطبه عیادت خطاب به زنان مهاجر و انصار فرمود:
« اما لعمری لقد لقحت فنظرة ریثما تنتج ثم احتلبوا مل‏ء القعب دما عبیطا و ذعافا مبیدا(40) ؛ به جان خودم سوگند نطفه فساد بسته شد، باید انتظار كشید تا كى مرض فساد پیكر جامعه اسلامى را از پاى درآورد كه پس از این از پستان شتر به جاى شیر خون بدوشید و زهرى كه به سرعت هلاك كننده است .

12. فرصت طلبان به سر كار آمدند .
حضرت سلام الله علیها در فرازهایى از خطبه فدكیه به گروه هاى فرصت طلب كه منتظر بودند تا بعد از رحلت پیامبر از موقعیت ‏بهره برند پرداخته است . و ویژگى ‏هاى آنها را نیز بیان فرموده است .

پى ‏نوشت‏ها:

1 . نهج البلاغه (صبحى صالح) خطبه ‏235 .
2. همان، خ 197 .
3 . همان، خ‏192، بندهاى 98 - 102 .
4 . همان، نامه ‏9 .
5 . همان، نامه‏ 36 .
6 . نهج الحیاة فرهنگ سخنان فاطمه علیهاالسلام، 138، حدیث 59 .
7 . حجرات (49) آیه‏14 .
8 . نهج البلاغه، نامه ‏62 .
9 . بحارالانوار، ج‏43، ص‏23، حدیث‏17 .
10 . الاحتجاج، (اسوه) ج‏1، ص‏282 .
14 . این خطبه در منابع متعددى آمده است . از جمله: الاحتجاج طبرسى (چاپ اسوه) ج‏1، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید معتزلى، ج‏16، ص‏211 به بعد . و در كتاب هاى مستقلى نیز ترجمه و شرح آن نوشته شده است از جمله: درس هایى از خطبه حضرت زهرا، حسینعلى منتظرى . شرح خطبه حضرت زهرا در دو جلد . عزالدین حسینى زنجانى، قطره‏اى از دریا . على ربانى گلپایگانى .
15 . ر . ك به الاحتجاج، ج‏1، بحارالانوار، ج‏43، ص‏158 به بعد .
16 . الاحتجاج، ج‏1، ص‏270 .
17 . همان، ص‏287 .
18 . همان، ص‏270 .
19 . انبیاء، 30 .

20 . الاحتجاج، ج‏1، ص‏270 .
21 . همان .
22 . درباره سقیفه از جمله ر . ك به شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج‏2، ص‏20 - 60 و ج‏6، صص 5 - 50 .
23 . نهج البلاغه، نامه‏62 .
24 . الارشاد شیخ مفید، ترجمه آقاى رسولى محلاتى چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ج‏1، ص‏250 .
25 . نهج الحیاة فرهنگ سخنان فاطمه سلام الله علیها، 147 .
26 . همان، 250 .
27 . امام على، عبدالفتاح عبدالمقصود، (ترجمه به فارسى) ج‏1، ص‏328 .
28 . الاحتجاج، ج‏1، صص‏263 و 264 .
29 . همان، 266 .
30 . ر . ك به قطره‏اى از دریا، شرح خطبه حضرت زهرا، 126 .
31 . الاحتجاج، ج‏1، ص‏264 .
32 . درس هایى از خطبه حضرت زهرا، ص 118 .
33 . الاحتجاج، ج‏1، ص‏266 .
34 . همان، 269 .
35 . همان، 272 .
36 . همان 266 .
37 . همان 264 .
38 . درس هایى از خطبه حضرت زهرا، ص120 .
39 . الاحتجاج، ج‏1، ص‏278 .
40 . همان، ص 290 .
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات, 28 صفر,
نظرات ()
یکی از بازیکنان تیم ملی والیبال بحرین که برای زیارت اربعین به کربلا سفر کرده بود در بازگشت و
 در فرودگاه بین المللی بحرین توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.



به گزارش «پایگاه تخصصی امام حسین علیه السلام»، یونس عبد الکریم یکی از بازیکنان تیم ملی 
والیبال بحرین که برای زیارت اربعین به کربلا سفر کرده بود در بازگشت و در فرودگاه بین المللی 
بحرین توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
از سوی دیگر مزدوران آل خلیفه با یورش به منطقه الجفیر وارد منزل مسکونی علی حسن مناعی از 
دیگر بازیکنان تیم ملی والیبال بحرین شده و او را نیز بازداشت کردند.
تعداد زیادی از ورزشکاران بحرینی اعلام کردند که بازداشت این دو والیبالیست در ادامه سیاست 
هدف قرار دادند ورزشکاران است، به طوری که تاکنون بیش از ۶۰ ورزشکار که در میان آنان 
ستاره‌های تیم ملی شته‌های مختلف ورزشی نیز وجود دارند بازداشت شده اند.
در همین خصوص چندی پیش علاء حبیل آقای گل آسیا در سال ۲۰۰۱ و برادرش محمد حبیل نیز 
به اتهام سعی در سرنگونی رژیم ال خلیفه بازداشت شدند.
پس از اعلام حالت فوق العاده در بحرین بیش از ۱۵۰ ورزشکار از ادامه فعالیت‌های حرفه‌ایشان محروم شدند.
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, کربلا, اخبار, 28 صفر,
نظرات ()
به گزارش شیعه آنلاین، اخبار رسیده از شهر کربلای معلی حاکی از آن است که خانم "لیندال ساکس" 
سفیره کشور استرالیا در بغداد پایتخت عراق، چندی پیش به شهر کربلای معلی سفر کرد و 
به زیارت سید و سالار شهیدان، حضرت أبا عبدالله الحسین و حضرت أبا الفضل العباس علیهما السلام رفت.
این تصویر مورد توجه شدید کاربران عرب زبان به ویژه در کشور عراق قرار گرفته و آن را به 
صورت گسترده در فضای مجازی و صفحات اجتماعی منتشر کرده اند.

نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, دلدادگان, کربلا, اخبار, 28 صفر,
نظرات ()
دو دریا به هم رسیدند؛ یکی ایستاده بر پا، یکی خوابیده بر بستر. دریای چشمانشان پر از موج شده بود. 
هر دو دریا، سیلوار اشک می­ ریختند. همین که نگاهشان به هم گره خورد یاد خاطرتشان افتادند.

دوباره قرآن مصداق پیدا کرده بود.
دو دریا به هم رسیدند (1) ؛ یکی ایستاده بر پا، یکی خوابیده بر بستر.
دریای چشمانشان پر از موج شده بود.
هر دو دریا، سیلوار اشک می­ ریختند.
همین که نگاهشان به هم گره خورد یاد خاطراتشان افتادند.
یاد دریای چشمان مادرشان (سلام الله علیها) در همان روزی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) 
دخترش (سلام الله علیها) را از شهادت فرزندش حسین (علیه السلام) با خبر کرد. 
یاد سوال مادر (سلام الله علیها) که پرسید: "پدر جان! چه زمانی این حادثه روی خواهد داد؟"
و پیامبر (صلی الله علیه وآله) جوابی دادند که گریه بزرگ بانوی عالم (سلام الله علیها) شدیدتر شد: 
"در زمانی که من، تو و علی (علیهم السلام) نخواهیم بود." (2)
و حالا قرار بود که برادر بزرگ تر هم سیدالشهدا (علیه السلام) را ترک کند.
نمی­ دانم اثر سم، رنگ صورت امام کرامت (علیه السلام) را به رنگی بین زردی و 
سبزی برده بود یا درد این که برادر کوچکش را تنها می­ گذاشت ؛ که 
"رنگ رخساره خبر می­دهد از سر درون".
هر چند امام مجتبی (علیه السلام) تنها یک سال از سیدالشهدا (علیه السلام) بزرگ­تر بودند 
اما برای او نقش برادر، رفیق، پدر و مادر را داشتند و سیدالشهدا (علیه السلام) همه این ها را یکجا از 
دست می­ داد. چرا که امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
"الامام الانیس الرفیق، و الوالد الشفیق، والاخ الشقیق، و الام البره."
"امام همدم و رفیق، پدر مهربان، برادر دلسوز و مادر مهربان است." (3)
امام حسین (علیه السلام) بر بالین برادر رفتند و فرمودند: 
"برادر جان! چه شده که رنگت به سبزی میل پیدا کرده است؟"
اشک­ های امام مجتبی (علیه السلام) بر گونه سرازیر شد و فرمودند: 
"حدیثی که جدم راجع به من و تو فرموده است، صحیح است."
دو برادر دست بر گردن هم نهادند و گریه ه­ای طولانی کردند.
سپس امام حسین (علیه السلام) از آن حدیث جویا شد.
امام حسن (علیه السلام) فرمودند: "جد بزرگوارم به من فرمود در شب معراج كه داخل روضات الجنات شدم و به منزل هاى اهل ایمان مرور كردم با دو قصرى مواجه شدم كه خیلى عالى و مجاور یك دیگر و یك نوع بودند، تنها تفاوتى كه داشتند، یكى از آنها از زبرجد سبز (نوعی سنگ) و دیگرى از یاقوت قرمز بود. من به جبرئیل گفتم: این دو قصر برای چه کسانی است؟ گفت: برای امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) می­ باشند.
گفتم: اى جبرئیل! پس چرا یك رنگ نیستند؟ دیدم ساكت شد و جوابى نداد. گفتم: چرا تكلم نمى‏ كنى؟ گفت: از شما خجالت مى‏ كشم! گفتم تو را به خدا قسم می­ دهم كه مرا از این موضوع آگاه نمائى! گفت: علت سبز بودن رنگ قصر حسن (علیه السلام) این است كه مسموم شهید مى ‏شود و در وقت شهادت رنگش سبز خواهد شد .
سبب قرمز بودن قصر حسین (علیه السلام) این است كه آن حضرت شهید مى ‏شود و صورتش به وسیله خون قرمز خواهد شد!"
در همین موقع بود كه گریه طولانى كردند و حضار هم صدا به ضجه و گریه بلند نمودند. (4)
از آن روز یازده سال گذشت.
و دوباره قرآن مصداق پیدا کرد.
دو دریا دوباره به هم رسیدند.
اما دریای ایستاده اینبار دریای خون بود ...
 
 
نویسنده: تحریریه سایت تخصصی امام حسین علیه السلام - عظیم مسعودی نژاد
پی نوشت:
(1) مَرَجَ البَحرَینِ یَلتقیان. (سوره الرحمن، آیه 19)
(2) بحار الانوار، جلد 44، صفحه ی292
(3) کافی، جلد 1، صفحه ی 200
(4) زندگانی حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) ترجمه جلد44، بحارالانوار صفحه ی 156
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: 28 صفر, مقالات,
نظرات ()
سلام بر تو ای رحمت فراگیر پروردگار، سلام بر تو ای دلیل آفرینش هستی، سلام بر تو ای  حبیب خدا، 
ای حبیب دل زهرا، ای حبیب دل مشتاقان، هرگز در باورمان نمی گنجد غروب خورشید نبوی در 
غربت سنگین مدینه النبی. ای آسمان چگونه تاب آوردی عروجش را، ای زمین چگونه واژگون نشدی؟



جهان و هرچه درآن پیش تار مویت هیچ!
چگونه از تو بگویم بهانه ی خلقت؟!
سلام بر تو ای رحمت فراگیر پروردگار، سلام بر تو ای دلیل آفرینش هستی، سلام بر تو ای  حبیب خدا، 
ای حبیب دل زهرا، ای حبیب دل مشتاقان، هرگز در باورمان نمی گنجد غروب خورشید نبوی در 
غربت سنگین مدینه النبی. ای آسمان چگونه تاب آوردی عروجش را، ای زمین چگونه واژگون نشدی؟ 
تیره و تار شد تمامی جهان آفرینش با غروب مصباح هدایت و رحمت، 
اشک های بی امان میوه ی دلش زهرا (سلام الله علیها) گواه این مدعاست... 
ای مدینه خانه ات ویران شدن زود است زود... مولای مهربانی، بمان، اندکی بیشتر بمان 
بلکه بوسه بر غنچه ی نشکفته ی دامان اطهر بتول (سلام الله علیها) بزنی. 
بمان، بلکه لیله ی مستوره ات زهرا (سلام الله علیها) به این زودی از میانِ مان پر نکشد. 
بمان اندکی بیشتر بمان تا وصی بلافصل تو با استخوان در گلو نسازد. بمان، اندکی بیشتر 
بمان به جگر پاره پاره ی مجتبی (علیه السلام) رحمی، نور چشمانت حسین (علیه السلام) 
را به که می سپاری؟ به این قوم ناسپاس؟! بمان و اندکی بیشتر بگو که تو از 
حسینی و حسین (علیه السلام) از توست بلکه گوش هایشان بشنود و لب های پر ترکش میزبان 
چوب خیزران نشود، بمان و دوباره حسین (علیه السلام) را بر دوش هایت بنشان بلکه نیزه 
جانشین دوش هایت نگردد. بمان و بر سینه و دست هایش بوسه های بیشتری بزن بلکه نعل تازه ی اسبان 
هوس بوسیدنشان نکنند. بمان ای رسول رحمت و عطوفت بمان و هم چنان مهر بپراکن 
در میان این بی رحم مردمان، بلکه رحمی بر لبان خشک اصغر کنند و به جای سر پدر، 
عروسک به سه ساله اباعبدالله (علیه السلام) دهند. می ترسم اجر رسالتت را ادا نکنند این نمک 
ناشناسان بی احساس ، می ترسم هرچه حسین (علیه السلام) بگوید که شما جدّ اویی تیغ هاشان را غلاف نکنند. 
می ترسم سایه ی شوم سقیفه  پهلوی دختر و فرق برادرت علی (علیهما السلام) را بشکافد، 
تابوت حسنت (علیه السلام) را تیرباران کند و خیمه های حسینت (علیه السلام) را به تاراج برد. 
شنیدن نوای دلنشین قرآنت هم از لبان حسین (علیه السلام) بیدارشان نخواهد کرد. 
آه بر غربت اهل بیت طاهرینت (علیهم السلام) بعد از غروب آفتاب هدایتت، هزاران آه و بیشماران درد...
درغم هجر تو ای پاک نهاد، مظهر خیر و رشاد؛ عالمی غرقه ی اندوه شده...                                                                                                                       
 
 
نویسنده: خادم افتخاری – اکرم صادقی
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات, دلدادگان, 28 صفر,
نظرات ()
میگن وقتی عزراییل خواست جان پیامبر رو بگیره رفت به خدا گفت پیامبر شما راضی نمیشه که 
جانش رو بگیرم بعد خدا به عزراییل فرمود برو به حبیبم
بگو که چرا راضی نمیشه ؟ بعد عزراییل رفت پیش پیامبر و پیامبر فرمود پس تکلیف امت من 
چی میشه ؟ بعد این حرف رو عزراییل به خدا رسوند خدا فرمود عزیز من حبیب من در روز قیامت 
هر که از امت خودت رو خواستی اجازه میدم شفاعت کنی و به بهشت ببری بعد خیال پیامبر 
راحت شد و اجازه داد.......
در لحظات آخر, امام حسن و امام حسین دویدند سمت پیامبر و روی سینه پیامبر افتادند و 
پیامبر رو بوسیدن بعد امیر المومنین خواست که اون ها رو از پیامبر جدا کنه--- 
پیامبر فرمود علی جان کاری نداشته باش -- این ها اگه رو سینه من باشن من راحت تر جان خواهم داد 
و این ها رو بوسه زد...
اما پیامبر شما در لحظات آخر عمرتون حسن و حسین روی سینه تون بودن اما بمیرم در کربلااااااا 
وقتی حسینت رو به شهادت رسوندن دیدن شمرررررر بالا سر حسیــــــــــــــــــــــن.....
بلند بگو یاحسیـــــــــــــــــــــــــــــــن
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: دلدادگان, 28 صفر,
نظرات ()
پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این كه ارزش‏هاى اخلاقى را بسیار ارج‏مى‏نهاد، خود در سیره عملى‏اش مجسمه فضایل اخلاقى و ارزش‏هاى والاى‏انسانى بود، او در همه ابعاد زندگى با چهره‏اى شادان و كلامى‏دلاویز با حوادث برخورد مى‏كرد.


به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، یكى از شاخصه هاى پر اهمیت در پیشرفت اسلام اخلاق نیك و كلام‏دلاویز و پرجاذبه پیامبر اكرم (ص) با انسان‏ها بود، این خلق نیكوتا بدان حدى بود كه معروف شد سه چیز در پیشرفت اسلام نقش به‏سزایى داشت:

1- اخلاق پیامبر (ص)

2- شمشیر و مجاهدات حضرت على (ع)

3- انفاق ثروت حضرت خدیجه (س)

در قرآن مجید، به نقش اخلاق پیامبر (ص) درپیشرفت اسلام و جذب ‏دل‏ها تصریح شده است، آن جا كه مى‏خوانیم: «فبما رحمة من الله‏لنت لهم و لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم‏و استغفر لهم و شاورهم فى الامر; اى رسول ما! به خاطر لطف ورحمتى كه از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان‏گشته‏اى، و اگر خشن و سنگدل بودى، مردم از دور تو پراكنده‏مى‏شدند، پس آن‏ها را ببخش، و براى آن‏ها طلب آمرزش كن، و دركارها با آن‏ها مشورت فرما.»

ازاین آیه استفاده مى‏شود كه : 1- نرمش و اخلاق نیك، یك هدیه الهى است، كسانى كه نرمش ندارند،از این موهبت الهى محرومند; 2- افراد سنگ‏دل و سخت‏گیر نمى‏توانند مردم‏دارى كنند، و به جذب‏نیروهاى انسانى بپردازند; 3- رهبرى و مدیریت صحیح با جذب و عطوفت همراه است; 4- باید دست‏شكست‏خوردگان در جنگ و گنهكاران شرمنده را گرفت وجذب كرد (با توجه به این كه شان نزول آیه مذكور در موردندامت فراریان مسلمان در جنگ احد نازل شده است); 5- مشورت با مردم از خصلت‏هاى نیك و پیوند دهنده است كه موجب‏انسجام مى‏گردد.

پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این كه ارزش‏هاى اخلاقى را بسیار ارج‏مى‏نهاد، خود در سیره عملى‏اش مجسمه فضایل اخلاقى و ارزش‏هاى والاى‏انسانى بود، او در همه ابعاد زندگى با چهره‏اى شادان و كلامى‏دلاویز با حوادث برخورد مى‏كرد.

به عنوان مثال، درتاریخ آمده‏است:در سال نهم هجرت هنگامى كه قبیله سركش طى بر اثر حمله‏قهرمانانه سپاه اسلام شكست ‏خوردند، عدى بن حاتم كه از سرشناسان‏این قبیله بود به شام گریخت، ولى خواهر او كه «سفانه‏» نام‏داشت‏ به اسارت سپاه اسلام درآمد.

سفانه را همراه سایر اسیران به مدینه آوردند و آنان را درنزدیك مسجد در خانه‏اى جاى دادند، روزى رسول خدا (ص) از آن‏اسیران دیدن كرد، سفانه از موقعیت استفاده كرده و گفت: «یا محمد هلك الوالد و غاب الوافد فان رایت ان تخلى عنى، و لا تشمت ‏بى احیاء العرب، فان ابى كان یفك العانى، و یحفظ الجار، و یطعم‏الطعام، و یفشى السلام، و یعین على نوائب الدهر;

اى محمد!پدرم (حاتم) از دنیا رفت، و نگهبان و سرپرستم (عدى) ناپدید شدو فرار كرد، اگر صلاح بدانى مرا آزاد كن، و شماتت و بدگویى‏قبیله‏هاى عرب‏ها را از من دور ساز، همانا پدرم (حاتم) بردگان‏را آزاد مى‏ساخت، از همسایگان نگهبانى مى‏نمود، و به مردم غذامى‏رسانید، و آشكارا سلام مى‏كرد، و در حوادث تلخ روزگار، مردم‏را یارى مى‏نمود.»

پیامبر اكرم (ص) كه به ارزش‏هاى اخلاقى، احترام شایان مى‏نمود، به‏سفانه فرمود: «یا جاریة هذه صفة المؤمنین حقا، لو كان ابوك مسلما لترحمناعلیه; اى دختر! این ویژگى‏هایى كه برشمردى، از صفات مؤمنان‏راستین است، اگر پدرت مسلمان بود، ما او را مورد لطف و رحمت‏قرار مى‏دادیم.» آنگاه پیامبر (ص) به مسؤولین امر فرمود:«خلوا عنها فان اباها كان یحب مكارم الاخلاق; این دختر را به‏پاس احترامى كه پدرش به ارزش‏هاى اخلاقى مى‏نمود، آزاد سازید.».

آن گاه پیامبر (ص) لباس نو به او پوشانید، و هزینه سفر به شام‏را در اختیار او گذاشت، و او را همراه افراد مورد اطمینان به‏شام نزد برادرش رهسپار كرد. 
نوشته شده در سه شنبه 10 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات, 28 صفر,
نظرات ()
زیارت پیامبر اعظم و سایر معصومان(ع) نزد قبور مطهرشان، از سنن، مستحبات و عبادات مؤکّدی است که اگر انسان در هر جمعه، در هر ماه یا هر سال موفّق به آن نمی‌شود، شایسته است لااقل در طول عمرش یک بار آن را به جای آورد.

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، زیارت پیامبر اعظم(ص) یکی از عبادات شرعی و از جمله مستحبات مؤکّد در شریعت اسلام است. ابن ادریس حلّی در فضیلت زیارت پیامبر(ص) می‌گوید: «زیارة رسول الله(ص) عند قبره و کلّ واحد من الأئمة من بعد(ص) فی مشاهدهم من السنن المؤکّدة و العبادات المعظمة فی کلّ جمعةٍ أو کلّ شهرٍ أو کل سنة إن أمکن ذلک و إلا فمرّة فی العمر؛ زیارت پیامبر اعظم و سایر معصومان(ع) نزد قبور مطهرشان، از سنن، مستحبات و عبادات مؤکّدی است که اگر انسان در هر جمعه، در هر ماه یا هر سال موفّق به آن نمی‌شود، شایسته است لااقل در طول عمرش یک بار آن را به جای آورد»


اَشْهَدُ اَنْ لآ اِلهَ الاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً

گواهم که نیست معبود حقی جز او خدا یگانه است و شریک ندارد و گواهم که محمد

عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَنَّهُ سَیِّدُ الأَوَّلینَ وَالأخِرینَ وَ اَنَّهُ سَیَّدُ الأنبِیاءِ وَ

بنده او و رسول اوست و او سیّد اولین و آخرین است و او سید پیغمبران و

الْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَعَلی‌اَهْلِ بَیْتِهِ الأَئمَّهِ الطَّیَّبینَ.

پس بگو:رسولان است. خدایا رحمت فرست بر او و بر خاندانش ائمه‌ی پاک.

اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللهِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیلَ اللهِ اَلْسَّلامُ

درود بر تو ای رسول خدا. سلام بر تو ای خلیل خدا. درود

عَلَیْکَ یا نَبِیَّ اللهِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَفِیَّ اللهِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا

بر تو ای پیغمبر خدا. درود بر تو ای برگزیده‌ی خدا. درود بر تو ای

رَحْمَةَ اللهِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللهِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبیبَ اللهِ

رحمت خدا. درود بر تو ای منتخب خدا. درود بر تو ای دوست خدا.

اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَجیبَ اللهِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا خاتَمَ النَّبِیّینَ اَلْسَّلامُ

درود بر تو نجیب خدا. درود بر تو ای خاتم پیغمبران. درود

عَلَیْکَ یا سَیَّدَ الْمُرْسَلینَ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا قآئمِاً بِالْقِسْطِ اَلْسَّلامُ

بر تو ای آقای رسولان. بر تو ای درود برپادار عدالت. درود

عَلَیْکَ یا فاتحَ الْخَیْرِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَعْدِنَ الْوَحْیِ وَ التَّنْزیلِ

بر تو ای گشاینده‌ی خیر. درود بر تو ای معدن وحی و نزول قرآن.

اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُبَلِّغاً عَنِ اللهِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السَّراجُ الْمُنیرُ

درود بر تو ای مبلغ از طرف خدا. درود بر تو ای چراغ روشن.

اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُبَشِّرُ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا نَذیرُ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا

درود بر تو ای مژده‌بخش. درود بر تو ای بیم‌دهنده. درود بر تو ای

مُنْذِرُ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللهِ الَّذی یُسْتَضآءُ بِهِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ وَ

ترساننده. درود بر تو ای نور خدا که پرتوش جویند. درود بر تو و

عَلی اَهْلِ بَیْتِکَ الطّیَّبینَ الطّاهِرینَ الْهادینَ الْمَهْدیِّینَ اَلْسَّلامُ

بر خاندان طیّب و طاهرت که رهبر ره‌جویند. درود

عَلَیْکَ وَ عَلی جَدَّکَ عَبْدِالْمُطَلِّبِ وَ عَلی اَبیکَ عَبْدِاللهِ اَلْسَّلامُ

بر تو و بر جدّت عبدالمطّلب و بر پدرت عبدالله. درود

عَلی اُمِّکَ امِنَةَ بِنْتِ وَهَبٍ اَلسَّلامُ عَلی عَمِّکَ حَمْزَةَ سَیِّدِ الشُّهَدآءِ

بر مادرت آمنه بنت وهب. درود بر عمّت حمزه سیدالشهداء.

اَلْسَّلامُ عَلی عَمِّکَ الْعَبّاسِ بْنِ عَبْدِالْمُطَّلِبِ اَلْسَّلامُ عَلی عَمِّکَ وَ

درود بر عمّت عباس‌بن عبدالمطلب. درود بر عمّت و

کُفیلِکَ اَبیطالِبٍ اَلْسَّلامُ عَلَی ابْنَ عَمِّکَ جَعْفَرٍ الطَّیّارِ فی جِنانِ

کفیلت ابی‌طالب. درود بر عموزاده‌ات جعفر طیّار در بهشت

الْخُلْدِ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدُ اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَحْمَدُ اَلْسَّلامُ

جاوید. درود بر تو ای محمد. درود بر تو ای احمد. درود

عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ عَلَی الأَوَّلینَ وَ الأخِرینَ وَ السّابِقَ اِلی طاعَةِ

بر تو ای حجت خدا بر اولین و آخرین و پیشرو به فرمانبری

رَبِّ الْعالَمینَ وَ الْمُهَیْمِنَ عَلی رُسُلِهِ وَ الْخاتَمَ لأنبِیآئِهِ وَ الشّاهِدَ

پروردگار جهانیان و مسلط بر رسولانش و خاتم پیغمبرانش و گواه

عَلی خَلْقِهِ وَ الشَّفیعَ اِلَیْهِ وَ الْمَکینَ لَدیْهِ وَالْمَطاعَ فی مَلَکُوتِهِ

بر خلقش و شفیع درگاهش و ثابت مقام نزد او و مطاع در عرشش.

الاَحْمَدَ مِنَ الأوْصافِ الْمُحَمَّدَ لِسآئِرِالأشْرافِ الْکَریمَ عِنْدَالرَّبِّ وَ

پسندیده صفات و ستوده شرافت. گرامی نزد پروردگار و

الْمُکَلَّمَ مِنْ وَرآءِ الْحُجُبِ الْفآئِزَ بِالسِّباقِ وَ الْفائِتَ عَنِ اللِّحاقِ

سخنگوی با او از پشت پرده. فائز به پیشروی و عادم دنباله‌روی.

تَسْلیمَ عارِفٍ بِحَقِّکَ مُعْتَرِفٍ بِالتَّقْصیرِ فی قِیامِهِ بِواجِبِکَ غَیْرِ

درود گفتن عارف به حقت. معترف به تقصیر در قیام به واجبت. غیر

مُنْکِرٍ مَاانْتَهی اِلَیْهِ مِنْ فَضْلِکَ مُوقِنٍ بِالْمَزیداتِ مِنْ رَبِّکَ مُؤْمِنٍ

منکر بدانچه از فضلت رسیده. یقین دارنده به مزید آن از طرف پروردگارت. مؤمن

بِالْکِتابِ الْمُنْزَلِ عَلَیْکَ مُحَلِّلٍ حَلالَکَ مُحَرِّمٍ حَرامَکَ اَشْهَدُ یا

به کتابی که به تو نازل شده.حلال شمارنده حلالت و حرام شمارنده حرامت. گواهم ای

رَسُولَ اللهِ مَعَ کُلِّ شاهِدٍ وَ اَتَحَمَّلُها عَنْ کُلِّ جاحِدٍ اَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ

رسول خدا با هر گواهی و از طرف هر منکری، که تبلیغ کردی

رِسالاتِ رَبِّکَ وَ نَصَحْتَ لِأمَّتِکَ وَ جاهَدْتَ فی سَبیلِ رَبِّکَ وَ

رسالت پروردگارت را و نصیحت کردی برای امتت وجهادکردی در راه پروردگارت و

صَدَعْتَ باَمْرِهِ وَاحْتَمَلْتَ الأذی فی جَنْبِهِ وَ دَعَوْتَ اِلی سَبیلِهِ

آشکار کردی فرمانش را و متحمل آزار شدی به خاطر او و دعوت کردی به راهش

بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ الْجَمیلَةِ وَ اَدَّیْتَ الْحَقَّ الَّذی کانَ

به حکمت و پند نیکوی زیبا و ادا کردی حقی را که

عَلَیْکَ وَ اَنَّکَ قَدْ رَؤفْتَ بِالْمُؤمِنینَ وَ غَلُظْتَ عَلَی الْکافِرینَ وَ

برگردن تو بود و به راستی تو نسبت به مؤمنان مهرورزی و بر کافران سخت‌گیر و

عَبَدْتَ اللهَ مُخْلِصاً حَتّی اَتیکَ الْیَقینُ فَبَلَغَ اللهُ بِکَ اَشْرَفَ مَحَلِّ

پرستیدی خدا را به اخلاص تا رحلتت فرا رسید و رساندت خدا به شریفترین مقام

الْمُکَرَّمینَ وَ اَعْلی مَنازِلِ الْمُقَرَّبینَ وَاَرْفَعَ دَرَجاتِ الْمُرْسَلینَ حَیْثُ

گرامیان و به بالاترین منازل مقربان و برترین درجات رسولان آن‌جا که

لایلْحَقُکَ لاحِقٌ وَ لایَفوُقُکَ فآئِقٌ وَ لا یَسْبِقُکَ سابِقٌ وَ لا یَطْمَعُ

دنباله‌روی‌به‌تو نرسد‌و‌برتری به تو نجوید برتری جوینده‌ای و پیشی نگیرد پیشی‌گیرنده‌ای وطمع

فی اِدْراکِکَ طامِعٌ اَلْحَمدُللهِ الَّذی اسْتَنْقَذْنا بِکَ مِنَ الْهَلَکَةِ وَ هَدانا

در ادراک‌مقامت‌نکند طماعی.حمد خدا را‌که ما را به‌وسیله تو ‌از هلاکت‌راند و رهبریمان نمود

بِکَ مِنَ الضَّلالَةِ وَ نَوَّرَنا بِکَ مِنَ الظُّلْمَةِ فَجَزاکَ اللهُ یا رَسُولَ اللهِ

به تو از گمراهی و روشن کرد ما را به‌وسیله‌ی تو از تاریکی. پس خدایت جزا دهد یا رسول‌الله

مِنْ مَبْعُوثٍ اَفْضَلَ ما جازی نَبِیّاً عَنْ اُمَّتِهِ وَ رَسُولاً عَمَّنْ اُرْسِلَ

از مبعوثی بهترین آن‌چه پاداش دهد پیغمبری را از امتش‌و‌رسولی را از کسانی که فرستاده شده

اِلَیْهِ بِاَبی اَنْتَ وَ اُمّی یا رَسُولَ اللهِ زُرْتُکَ عارِفاً بِحَقِّکَ مُقِرّاً

بدان‌ها. پدرم قربانت و مادرم ای رسول خدا زیارت کردم عارف به حقت مقر

بِفَضْلِکَ مُسْتَبْصِراً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَکَ وَ خالَفَ اَهْلَ بَیْتِکَ عارِِفاً

به فضلت بینا به گمراهی هر کس که با تو مخالف باشد و مخالف باشد با خاندانت. شناسا

بِالْهُدَی الَّذی اَنْتَ عَلَیْهِ بِاَبی اَنْتَ وَ اُمّی وَ نَفْسی وَ اَهْلی وَ مالی

به رهبری که تو در نقش آنی. پدرم قربانت و مادرم و خودم و اهلم و مالم

وَ وَلَدی اَنَا اُصَلّی عَلَیْکَ کَما صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ وَ صَلّی عَلَیْکَ

و فرزندانم. من درود خواهم بر تو چنانچه درودفرستاد خدا بر تو و درود فرستاد بر تو

مَلائِکَتُهُ وَ اَنْبِیآؤُهُ وَ رُسُلُهُ صَلوةً مُتَتابِعَةً وافِرَةً مُتَواصِلَةً لاانْقِطاعَ

فرشتگان او و پیغمبرانش و رسولانش درودی پیاپی فراوان پیوسته که دنبالش نبرّد

لَها وَ لآ اَمَدَ وَ لآ اَجَلَ صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ وَ عَلی اَهْلِ بَیْتِکَ

و مدت و نهایت ندارد و درود فرستد خدا بر تو و بر خاندان

الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ کَمآ اَنْتُمْ اَهْلُهُ.

پاک و پاکیزه‌ات چنان‌چه شما شایسته ‌آنید.

پس دست‌ها را بگشا و بگو:

اَللّهُمَ اجْعَلْ جَوامِعَ صَلَواتِکَ وَنَوامِیَ بَرَکاتِکَ وَ فَواضِلَ خَیْراتِکَ

خدایا بگردان صلوات فراهمت و برکات فزاینده‌ات و خیرات فاضله‌ات

وَ شَرآئِفَ تَحِیّاتِکَ وَ تَسْلیماتِکَ وَ کَراماتِکَ وَ رَحَماتِکَ وَ

و تحیات شریفه‌ات و درودت و کراماتت و رحمتت و

صَلَواتِ مَلآئِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ وَ اَنْبِیائِکَ الْمُرْسَلینَ وَ اَئِمَّتِکَ

صلوات فرشتگان مقربت و پیغمبران مرسلت و امامان

الْمُنْتَجَبینَ وَ عِبادِکَ الصّالِحینَ وَ اَهْلِ السَّمواتِ وَ الاَرَضینَ وَ مَنْ

منتخبت و بندگان صالحت و اهل آسمان‌ها و زمین‌ها و هر کس

سَبَّحَ لَکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ مِنَ الأوَّلینَ وَ الآخِرینَ عَلی مُحَمَّدٍ

تسبیح کند تو را ای پروردگار جهانیان از اولین و آخرین بر محمد

عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَ شاهِدِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ نَذیرِکَ وَ اَمینِکَ وَ

بنده‌ات و رسولت و گواهت و پیغمبرت و نذیرت و امینت و

مَکینِکَ وَ نَجِیِّکَ وَ نَجیبِکَ وَ حَبیبِکَ وَ خَلیلِکَ وَ صَفّیِکَ وَ

منصوبت و همرازت و نجیبت و حبیبت و دوستت و برگزیده ات

وصَفْوَتِکَ وِ خآصَّتِکَ وَ خالِصَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ خَیْرِ خِیَرَتِکَ مِنْ

صفوتت و مخصوصت و ویژه ات و رحمتت و بهتر برگزیده ات از

خَلْقِکَ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ وَ خازِنِ الْمَغْفِرَةِ وَ قآئِدِ الْخَیْرِوَ اْلَبَرَکةِ وَ مُنْقِذِ

خلقت پیغمبر رحمت و خزینه دار آمرزش و جلوه دار خیر و برکت و نجات بخش

الْعِبادِ مِنَ اْلهَلَکَةِ بِاِذْنِکَ وَ داعیهِمْ اِلی دینِکَ الْقَیِّم بِاَمْرِکَ اَوَّلَ

بندگان از هلاکت به اذن خودت و دعوت کننده به دین محکمت به امرت اول

النَّبِیینَ میثاقاً وَ اخِرِهِمْ مَبْعَثاً الَّذی غَمَسْتََهُ فی بَحْرِ الْفَضیلَة وَ

یغمبران در پیمان بندی و آخر آنها در بعثت آنکه فرو بردیش در دریای فضیلت و

الْمَنْزَلَةِ الْجَلیلَةِ وَ الدَّرَجَةِ الرَّفیعَةِ وَ الْمَرْتَبَةِ الْخَطیرَةِ وَ اَوْدَعْتَهُ

منزلت بلند و درجه والا و مرتبه خطیر و سپردیش به

الْأصلابَ الطّاهِرَةِ وَنَقَلْتَهُ مِنْهااِلَی الْأرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ لُطْفاً مِنْکَ لَهُ وِ اصلاب

پاک و نقل کردی او را از آنها به ارحام پاکیزه به لطفت به او

تَحَنُّناً مِنْکَ عَلَیْهِ اِذْ وَکَّلْتَ لِصَوْنِهِ وَ حَراسَتِهِ وَ حِفْظِهِ وَ حَیاطَتِهِ

مهر خود بر او وکیـل کـردی برای حفـظ وحراسـت و نگهـداری و احتیاط درباره او

مِنْ قُدْرَتِکَ عَیْناً عاصِمَةً حَجَبْتَ بِها عَنْهُ مَدانِسَ الْعَهْر وَ مَعآئِبَ

از قدرت خود دیده بانی نگهدارنده که منع کردی بدان وسیله از او آلودگیهای هرزگی و عیوب

السِّفاحِ حَتّی رَفَعْتَ بِهِ نَواظِرَ الْعِبادِ وَ اَحْیَیْتَ بِهِ مَیْتَ الْبِلادِ بِاَنْ

زناکاری را تا بلندی کردی بدو دیده‌ی بندگان را و زنده کردی به او شهرستانهای مرده را به اینکه

کَشَفْتَ عَنْ نُورِ وِلادَتِةِ ظُلَمَ الْأسْتارِ وَ اَلْبَسْتَ حَرَمَکَ بِهِ حُلَلَ

گشـودی بـه نـور ولادتـش تاریـکیهـای پرده پوشی را و در بر حرمت کردی حلّه ها

الأَنْوارِ اَللّهُمَّ فَکَما خَصَصْتَهُ بِشَرَفِ هذِهِ المَرتَبَةَ الکَریمَةِ وَ ذُخْرِ

نورانی را. خدایا پس چنانکه مخصوص کردی او را به شرف این مقام کریم و ذخیره

هذِهِ المَنقَبَةِ العَظیمَةِ صَلِّ عَلَیهِ کَما وَفی بِعَهدِکَ وَ بَلَّغَ رِسالاتِکَ

این منقبت بزرگ درود فرست بر او چنانچه وفا کرد به عهدت وتبلیغ کرده رسالاتت را

وَ قاتَلَ اَهلَ الجُحُودِ عَلی تَوحیدِکَ وَ قَطَعَ رَحِمَ الکُفرِ فی اِعزازِ

و نبرد کرده با منکران توحیدت و قطع کرده رحم کفر را در عزیز کردن

دینِکَ وَ لَبِسَ ثَوبَ البَلوی فی مُجاهَدَةِ اَعدآئِکَ وَ اَوجَبْتَ لَهُ

دینت و پوشید جامه بلا در پیکار با دشمنانت و واجب کردی برایش

بِکُلِّ اَذیً مَسَّهُ اَو کَیدٍ اَحَسَّ بِهِ مِنَ الفِئَةِ الَّتی حاوَلَتْ قَتلَهُ فَضیلَةً

به هر آزاری که به او رسد یا مکری که درک کند از گروهی که در پی کشتن او بودند فضیلتی

تَفُوقُ الفَضآئِلَ وَ یَملِکُ بِهَا الجَزیلَ مِن نَوالِکَ وَ قَد اَسَرَّ الحَسرَةَ

فوق فضائل و دارا شود بدان شایسته حکایت را و به تحقیق نهان کرده حسرت را

وَ اَخفَی الزَّفْرَةَ وَ تَجَرَّعَ الغُصَّةَ وَلَم یَتَخَطَّ ما مَثَّلَ لَهُ وَحیَکَ اللّهُمَّ

و پنهان کرده ناله و غم در گلو گرفته و تجاوز نکرد آن چه را معین کرده برای او وحیت خدایا

صَلِّ عَلَیهِ وَ عَلی اَهلِ بَیتِهِ صَلواةً تَرْضاها لَهُم وَ بَلِّغْهُمْ مِنّا تَحِیَّةً

درود فرست بر او و بر خاندانش درودی که پسندی برای آنها و برسان به آن ها از ما تحیت

کَثیرَةً وَ سَلاماً وَ اتِنا مِن لَدُنکَ فی مُولاتِهِم فَضْلاً وَ اِحساناً وَ

و سلام بسیار و بده به ما از نزد خود در موالات آن ها فضل و احسان و

رَحمَةً وَ غُفراناً اِنَّکَ ذُوالفَضلِ العَظیمِ.

پس چهار رکعت نماز از رحمت و آمرزش زیرا تو صاحب فضل بزرگی.

زیارت بکن به دو سلام با هر سوره که خواهی و چون فارغ شوی

تسبیح فاطمه زهرا سلام الله علیها را بخوان پس بگو:

اَللّهُمَ اِنَّکَ

خدایا تو

قُلتَ لِنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ وَلَو اَنَّهُم اِذ ظَلَمُوا

گفتی به پیغمبرت محمد صلی الله علیه و آله اگر آنان وقتی ستم می کردند به

اَنفُسَهُم جاوُکَ فَاستَغفَرُوا اللهَ وَ استَغفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ

خود وآمدندنزدت وآمرزش می خواستند ازخداوآمرزش می خواست برای آنها رسول در می یافتند

تَوّاباً رَحیماً وَ لَم اَحْضُرْ زَمانَ رَسُولِکَ عَلَیهِ وَ الِهِ السَّلامُ اَللّهُمَ وَ

خدا را بسیار توبه پذیر و مهربان و من حاضر نشدم زمان رسولت و آلش بر او درود. خدایا

قَد زُرتُهُ راغِباً تائِباً مِنْ سِیِّئِ عَمَلی وَ مُستَغفِراً لَکَ مِن ذُنُوبی وَ

من او را زیارت کردم مشتاقانه توبه کار از بدکرداری خود و آمرزش جو از گناهانم و

مُقِرّاً لَکَ بِها وَ اَنتَ اَعْلَمُ بَها مِنّی وَ مُتَوَجِّهاً اِلَیکَ بِنَبِیِّکَ نَبِیِّ

مقر نزد تو به آن ها و تو دانا تری به آنها از من و روی آوردم به تو به پیغمبرت پیغمبر

الرَّحمَةِ صَلواتُکَ عَلَیهِ وَ الِهِ فَاجْعَلْنِی اللّهُمَّ بِمُحَمَّدٍ وَ اَهلِ بَیتِهِ

رحمت صلوات تو بر او و آلش و مقرر کن مرا خدایا به محمد(ص) و خاندانش

عِندَکَ وَجیهاً فِی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ وَ مِنَ المُقَرَبینَ یا مُحَمَّدُ یا

نزد خود آبرومند در دنیا و آخرت و از مقربان. ای محمد ای

رَسُولَ اللهِ بَاَبی اَنتَ وَ اُمّی یا نَبِیَّ اللهِ یا سَیِّدَ خَلقِ اللهِ اِنِّی اَتَوَجَّهُ

رسول خدا قربانت پدرم و مادرم. ای پیغمبر خدا ای سید خلق خدا من روی آوردم

بِکَ اِلَی اللهِ رَبِّکَ وَ رَبّی لِیَغفِرَ لی ذُنُوبی وَ یَتَقَبَّلَ مِنّی عَمَلی وَ

به تو نزد خدا پروردگارت و پروردگارم تا بیامرزدگناهانم را و بپذیرد از من عملم را و

یَقضِیَ لی حَوآئِجی فَکُن لی شَفیعاً عِندَ رَبِّکَ وَ رَبّی فَنِعمَ

برآرد حاجتم را پس باش برایم شفیع نزد پروردگارت و پروردگارم چه خوب

المَسئُولُ المَولی رَبّی وَ نِعْمَ الشَّفیعُ اَنتَ یا مُحَمَّدُ عَلَیکَ وَ عَلی

مسئولی است مولا پروردگارم و چه خوب شفیع باشی تو ای محمد به تو و به

اَهلِ بَیتِکَ السَّلامُ اَللّهُمَّ وَ اَوجِبْ لی مِنکَ المَغفِرةَ وَ الرَّحمَةَ وَ

خاندانت درود. خدایا واجب کن از خود بر من آمرزش و رحمت

الرِّزقَ الواسِعَ الطَّیِّبَ النّافِعَ کَما اَوجَبْتَ لِمَن اَتی نَبِیَّکَ مُحَمَّداً

و روزی وسیع پاک و نافع چنانچه واجب کردی برای هر که آمده نزد پیغمبرت محمد

صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ الِهِ وَ هُوَ حَیٌّ فَاَقَرَّ لَهُ بِذُنُوبِهِ وَ استَغفَرَ لَهُ

رحمت تو بر او و آلش و او زنده بوده و اقرار کرده برایش به گناهانش و استغفار کرده برایش

رَسُولُکَ عَلیهِ وَ الِهِ السَّلامُ فَغَفَرْتَ لَهُ بِرَحمَتِکَ یااَرحَمَ الرّاحِمینَ

رسول تو بر او و بر آلش درود و او را آمرزیدی به رحمت خود ای مهربان ترین مهربانان.

اَللّهُمَّ وَ قَد اَمَّلتُکَ وَ رَجَوْتُکَ وَ قُمْتُ بَینَ یَدَیکَ وَ رَغِبْتُ اِلَیکَ

خدایا من به تو آرزو دارم و امید به تو دارم و جلوتر ایستاده ام و مشتاق توام

عَمَّن سِواکَ وَ قَد اَمَّلْتُ جَزیلَ ثَوابِکَ وَ اِنّی لَمُقِرُّ غَیرُ مُنکِرٍ وَ

از دیگران من امید شاینده ثوابت را دارم و من مُقرم غیر منکر و

تآئِبٌ اِلَیکَ مِمَّا اقتَرَفْتُ وَ عآئِذٌ بِکَ فی هذَا المَقامِ مِمّا قَدَّمتُ

تائبم به سوی تو از آن چه گناه ورزیدم و بازگردم به تو در این مقام از آنچه پیش داشتم

مِنَ الاَعمالِ الَّتی تَقَدَّمْتَ اِلَیَّ فیها وَ نَهَیتَنی عَنها وَ اَوعَدتَ عَلیهَا

از کارهایی که یادداشت پیش دادی در آن ها به من و نهی کردی مرا از آن ها و تهدید کردی به

العِقابَ وَ اَعوذُ بِکَرَمِ وَجهِکَ اَن تُقیمَنی مَقامَ الخِزْیِ وَ الذُّلِّ یَومَ

کیفر در آن ها و پناه برم به کرم وجه تو که برپا داری مرا در مقام رسوایی و خواری روزی

تُهتَکُ فیهِ الاَسْتارُ وَ تَبدو فیهِ الاسرارُ وَ الفَضایِحُ وَ تَرعَدُ فیهِ

که در آن پرده ها دریده شود و فاش شود در آن اسرار و رسوایی و بلرزد در آن

الفَرآئِصُ یَومَ الحَسرَةِ وَالنَّدامَةِ یَومَ الافِکَةِ یَومَ الازِفَةِ یَومَ التَّغابُنِ

دل ها روز حسرت و پشیمانی روز تهمت بگیری روز بدحالی روز زیان کاری

یَومَ الفَصلِ یَومَ الجَزآءِ یَوماً کانَ مِقدارُهُ خَمسینَ اَلفَ سَنَةٍ یَومَ

روز فصل امور روز جزا روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است روز

النَّفخَةِیَومَ تَرجُفُ الرّاجِفَةُ تَتْبَعُهَاالرّادِفَةُ یَومَ النَّشرِیَومَ العَرضِ یَومَ

دمیدن صور روزلرزش زمین که پیروآن است ردیف محشوریان روزنشر روزعرض روزاعمال روزی

یَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ العالَمینَ یَومَ یَفِرُّ المَرءُ مِن اَخیهِ وَ اُمِّهِ وَ اَبیهِ وَ

که مردم قیام کنند به درگاه جهانیان روزی که گریزد مرد از برادرش و مادرش و پدرش و

صاحِبَتِهِ وَ بَنیهِ یَومَ تَشَقَّقُ الاَرضُ وَ اَکنافُ السَّماءِ یَومَ تَأتی کُلُّ

همسرش و فرزندانش روزی که بشکافد زمین و اطراف آسمان روزی که بیاید هر

نَفسٍ تُجادِلُ عَن نَفسِها یَومَ یُرَدُّونَ اِلَی اللهِ فَیُنَبِّئُهُم بِما عَمِلُوا یَومَ

کس ستیزه کند ازطرف خودروزی که برگردند به سوی خدا وآگاه کند آنان را بدانچه کردند روزی

لا یُغنی مَولیَ عَن مَوْلیً شَیئاً وَ لا هُم یُنصَرونَ اِلّا مَن رَحِمَ اللهُ

که سود نبخشد دوست دوست را به هیچ وجه و نه یاری شوند مگر آن چه خدایش رحم کند

اِنَّهُ هُوَ العَزیزُ الرَّحیمُ یَومَ یُرَدُّونَ اِلی عالِمِ الغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ یَومَ

زیرا او عزیز است و مهربان روزی که بازگردند به سوی دانای نهان و عیان روزی

یُرَدُّونَ اِلیَ اللهِ مَولیهُمُ الحَقِّ یَومَ یَخرُجُونَ مِنَ الاَجْداثِ سِراعاً

که برگردند به سوی خدا آقای برحقشان روزی که برآیند از گورها شتابان

کَاَنَّهُم اِلی نُصُبٍ یُوفِضُونَ وَکَاَنَّهُم جَرادٌ مَنتَشِرٌ مُهطِعینَ اِلَی الدّاعِ

گویا به سوی قربانی بت می جهند و مانند ملخ پران منتشر سر به زیر داعی

اِلَی‌اللهِ‌یَومَ الواقِعَةِ یَومَ تُرَجُّ الارضُ رَجّاًیَومَ تَکُونُ السَّماءُ کَالمُهْلِ

الی الله روز واقعه روزی که بلرزد زمین لرزیدنی روزی که باشد آسمان چون سرب آب شده

وَ تَکُوُنُ الجِبالُ کَالْعِهْنِ وَ لا یُسئَلُ حَمیمٌ حَمیماً یَومَ الشّاهِدِ وَ

و باشند گویا چون پنبه زده و نپرسد خویش حال خویش را روز شاهد و

المَشهوُدِ یَومَ تَکوُنُ المَلائِکَةُ صَفّاً صَفّاً اَللّهُمَّ ارْحَمْ مَوقِفی فی

مشهود روزی که باشند فرشتگان صف به صف. خدایا رحم کن موقف این

ذلِکَ الیَومِ بِمَوقَفی فی هذَا الیَومِ وَ لا تُخزِنی فی ذلِکَ المَوقِفِ

روز مرا به موقفم در این روز و نکنم رسوا در آن موقف

بِما جَنَیتُ عَلی نَفسی وَاجعَل یا رَبِّ فی ذلِکَ الیَومِ مَعَ اَولِیآئِکَ

آن چه خیانت کردم و بر نفس خود و قرارم بده پروردگارا در آن روز با دوستانت

مُنطَلَقی وَ فی زُمرَهِ مُحَمَّدٍ وَ اَهلِ بَیتِهِ عَلَیهِمُ السَّلامُ مَحشَری

سیر مرا و در گروه محمد و خاندانش علیهم السلام محشر مرا

وَاجْعَلْ حَوضَهُ مَورِدی وَ فِی الغُرِّالکِرامِ مَصدَری ‌وَ اَعطِنی کِتابی

و بگردان حوض او را محل ورودم ودر زمره روسفیدان مکرّم برگشتم را و بده کتابم را

بِیَمینی حَتّی اَفُوزَ بِحَسَناتی وَ تُبَیِّضَ بِهِ وَجهی وَ تُیَسِّرَ بِهِ

به دست راستم تا برسم به حسناتم و سفید کن بدان رویم را و آسان کن بدان

حِسابی وَ تُرَجِّحَ بِهِ میزانی وَ اَمضِیَ مَعَ الفآئِزینَ مِن عِبادِکَ

حسابم را و سنگین کن میزانم را و بگذارم با کامیابان از بندگان

الصّالِحینَ اِلی رِضوانِکَ وَ جِنانِکَ اِلهَ العالِمینَ اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ

نیکت به سوی رضوانت و بهشت معبود جهانیان. خدایا من پناه برم

بِکَ مِن اَنْ تَفضَحَنی فی ذلِکَ الیَومِ بَینَ یَدیِ الخَلآیِقِ بِجَریرَتی

به تو از این که رسوا کنی مرا در این روز پیش خلایق به جرم من

اَو اَن اَلقَی الخِزْیَ وَ النَّدامَةَ بِخَطیئَتی اَو اَنْ تُظْهِرَ فیهِ سَیِّئاتی

یا بر سرم ریزی رسوایی و پشیمانی و خطاکاریم یا چیره کنی در آن بدکاریم

عَلی حَسَناتی اَو اَنْ تُنَوِّهَ بَینَ الخلآیِقِ بِاسمی یا کَریمُ یا کَریمُ

به خوش کرداریم و نام مرا اعلان کنی بین خلایق ای کریم ای کریم

العَفوَ العَفوَ السَّتْرَ السَّتْرَ اللّهُمَّ وَ اَعوُذُ بِکَ مِنْ اَنْ یَکُونَ فی ذلِک

العفو العفو پرده پوش پرده پوش خدایا و پناه برم به تو از این که باشد در این

الیَومِ فی مَواقِفِ الاَشرارِ مَوقِفی اَوفی مَقامِ الاَشقِیاءِ مَقامی وَ اِذا

روز در ایستگاه بدان جایم یا در پایگاه بدبختان مقامم و چون

مَیَّزْتَ بَینَ خَلقِکَ فَسُقْتَ کُلَّاً بِاَعمالِهِم زُمَراً اِلی مَنازِلِهِم فَسُقْنی

امتیازدادی میان خلقت پس سوق دهی هردسته ای راطبق عملشان گروه گروه وبه منزلشان سوق ده مرا

بِرَحمَتِکَ فی عِبادِکَ الصّالِحینَ وَ فی زُمرَةِ اَولِیائِکَ المُتَّقینَ اِلی

به رحمت خود درضمن بندگان نیک خود و در گروه دوستان باتقوایت به سوی

جَنّاتِکَ یا رَبَّ العالَمینَ. 

بهشتت ای پروردگار جهانیان.

پس وداع کن آن حضرت را و بگو:

السَّلامُ عَلَیکَ یا رَسُولَ اللهِ السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا البَشیرُ النَّذیرُ

درود بر تو ای رسول خدا درود بر تو ای بشیر نذیر

السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا السِّراجُ المُنیرُ السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا السَّفیرُ بَینَ اللهِ

درود بر تو ای چراغ تابان درود بر تو ای رابطه بین خدا

وَبَینَ خَلقِهِ‌اَشهَدُ یا‌رَسُولَ اللهِ‌اَنَّکَ کَنْتَ نُوراً فِی‌الاَصلابِ الشّامِخَةِ

و خلقش گواهم ای رسول خدا که تو نوری بودی در پشت های فرازنده

وَ الاَرحامِ المُطَهَّرَةِ لَمْ‌تُنَجِّسْکَ الجاهِلِیَّةُ بِاَنجاسِها وَلَم تُلْبِسْکَ مِن

و رگ های پاک نیالودت در آن جاهلیت به نجاست هایش و نپوشیدت از

مُدلَهِمّاتِ ثِیابِها وَ اَشهَدُ یا رَسُولَ اللهِ اِنّی مُؤمِنٌ بِکَ وَ بِالاَئِمَةِ مِنْ

جامه های ننگینش و گواهم یا رسول الله که معتقدم به تو و به امامان از

اَهلِ بَیْتِکَ مُوقِنٌ بِجَمیعِ ما اَتَیْتَ بِهِ راضٍ مُؤمِنٌ وَ اَشهَدُ اَنَّ الأئِمَةَ

خاندانت یقین دارم به هرچه آوردی بدان راضی و با ایمانم و گواهم که امامان

مِن اَهلِ بَیتِکَ اَعلامُ الهُدی وَ العُروَةُ الوُثقی وَ الحُجَّةُ عَلی اَهلِ

از اهل بیت تو اعلام هدایت و رشته محکم و حجت بر اهل

الدُّنیا اللّهُمَّ لا تَجعَلهُ اخِرَ العَهدِ مِن زِیارَةِ نَبیِّّکَ عَلیهِ وَ الِهِ السَّلامُ

دنیا هستند خدایا مگردان آن را آخر عهد از زیارت پیغمبرت علیه و آله السلام

وَ اِن تَوَفَّیتَنی فَأِنّی اَشهَدُ فی مَماتی عَلی‌ما اَشهَدُ عَلَیهِ فی حَیاتی

و اگر جانم را گرفتی من گواهم در مردن خود بدانچه گواهی دهم بر آن در زندگی ام

اَنَّکَ اَنتَ اللهُ‌لااِلهِ اِلا‌اَنتَ وَحْدَکَ لاشَریکَ لَکَ وَ اَنَّ مُحَمَّداًعَبدُکَ

که تویی خدایی که نیست معبود حقی جز تو یگانه ای شریک نداری و گواهم محمد بنده

وَ رَسُولُکَ وَ اَنَّ الأئِمَةَ مِن اَهلِ بَیتِهِ‌اَولِیائُکَ وَاَنصارُکَ وَ حُجَجُکَ

و رسول تو است و این که امامان از خاندانش و دوستان و یاران و حجت های تواند

عَلی خَلقِکَ وَ خُلَفآؤُکَ فی عِبادِکَ وَ اَعلامُکَ فی‌بِلادِکَ وَ خُزّانُ

بر خلقت و خلفای تواند در بندگانت و اعلام تواند در بلادت و خزینه داران

عِلمِکَ وَحَفَظةُ سِرِّکَ وَ تَراجِمَةُ وَحیِکَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ

علم تو و نگهداران سر تو و ترجمان وحی تواند خدایا درود فرست بر محمد و

الِ مُحَمَّدٍ وَ بَلِّغْ رُوحَ نَبیِِّکَ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ فی ساعَتی هذِهِ وَفی کُلِّ

آل محمد و برسان به روح پیغمبرت محمد و آلش در این ساعت و در هر

ساعَةٍ تَحِیَّةً مِنّی وَسَلاماً وَالسَّلامُ عَلَیکَ یا رَسُولَ اللهِ وَ رَحمةُ اللهِ

ساعت تحیت و زنده باد از من و درود و درود بر تو ای رسول خدا و رحمت خدا

وَ بَرَکاتُهُ لا جَعَلَهُ اللهُ اخِرَ تَسلیمی عَلَیکَ.

و برکاتش نگردانش خدا آخر سلام کردنم بر تو.

**************
رَحِمَ الله مَن یَقرأ فاتِحةَ مَعَ صَلوات
نوشته شده در سه شنبه 10 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات, 28 صفر,
نظرات ()
امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، 
خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، 
موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و 
هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند.


به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، امام حسن مجتبی علیه السلام کودک بود که پیامبر بزرگوار اسلام از او به عظمت و بزرگی یاد می کرد. به یقین این برخوردهای محبت آمیز که هیچگاه در زمان خاص و یا در محدوده خاصی ابراز نمی شد، نشان دهنده این بود که آن حضرت می خواست نقاب از چهره امام حسن علیه السلام کنار زده و شخصیت والای او را بیش از پیش، به مسلمانان معرفی کند.

حذیفه گوید: روزی صحابه  رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله  با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.

او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."(1)

مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد."­ (2)

ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.

طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح  پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند.
نوشته شده در سه شنبه 10 دی 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات, 28 صفر,
نظرات ()
صفحات دیگر
كل صفحات 2 |  1, 2,
آخرین مطالب ارسالی
آمار و امكانات
  • آخرین بروزرسانی :
  • تعداد كل مطالب :
  • تعداد کل نویسندگان :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید کل :
  • آخرین بازید از وبلاگ :
آمار و امكانات
این صفحه را به اشتراک بگذارید
RSS
ساعت فلش مذهبی تاریخ روز
دعای فرج
روزشمار محرم عاشورا
دعای عظم البلا دانشنامه عاشورا
زیارت عاشورا آیه قرآن تصادفی مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی آیه قرآن پخش زنده حرم

مهدی بیا

پیج رنک گوگل
Up Page
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic