در حال بارگذاری اطلاعات ...
درباره ما
    برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!

    میدانی چرا؟!

    امامِ گذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،

    اما امامِ حاضر را باید فرمان ببرند.

    وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...

    حبیب الله نعیمی هستم دانش آموز کلاس سوم ریاضی در دبیرستان تیزهوشان میناب.
    در غنی سازی این وبلاگ! از حسینیه شبکه اجتماعی نت ایران و سایت تخصصی امام حسین (ع) یاری گرفتم. امید است با نظر دادن به مطالب ما را در رشد و پیشرفت وبلاگ یاری رسانید.
    با دیدن صفحه اصلی وبلاگ جدید ترین مطالب را از دست ندهید!
    التماس دعا
معرفی صفحه
دل را می­‌میراند، اشک را جاری می­‌سازد و غم را بر آستان قلب آدمی مسلط می­‌کند. 
مصیبت کاروان اسیران حسین، جان امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) 
را زخمی و مجروح می­‌کند.کاروان باید مسیر طولانی و بلند کوفه تا شام را طی کنند تا به یزید و 
یزیدیان برسند.
ادامه مقاله در ادامه مطلب 
نوشته شده در جمعه 22 آذر 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), دلدادگان, مقالات, کربلا,
برچسب ها: شام, حضرت سجاد(ع), زینب کبری(س),
نظرات ()
رسیدن كاروان اسرا به شام
در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شهر شام رسیدند، 
ابراهیم بن طلحه بن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیك شد، 
و كینه هایی كه از جراحت شمشیرهای جنگ جمل در سینه ذخیره كرده بود ظاهر 
ساخت و به حضرت گفت: دیدی غلبه با كیست؟ حضرت فرمود: 
اگر می خواهی بدانی غالب كیست صبر كن تا هنگام نماز اذان و اقامه بگو، 
آن وقت می دانی آوازه چه كسی تا قیامت باقی است.
تقویم شیعه،ص45

ورود اسیران به دمشق و درخواست امّ كلثوم از شمر
گروه دشمن، سر مقدّس امام حسین علیه السّلام را همراه بانوان و اسیران به سوى 
دمشق مى‏بردند، هنگامى كه نزدیك دمشق رسیدند، حضرت امّ كلثوم علیها السلام كه 
جزو اسیران بود، نزد شمر آمد و فرمود: «من درخواستى دارم.» شمر گفت: آن چیست؟
امّ كلثوم علیها السلام فرمود: «وقتى كه ما را وارد شهر دمشق مى‏كنى، 
ما را از دروازه‏اى وارد كن، كه تماشاچى كمترى داشته باشد و به این سپاه 
پیشنهاد كن كه سرها را از بین محمل‌ها بیرون ببرند و از ما دور كنند؛ 
زیرا از بس ما را در حال اسارت دیدند كه رسوا شدیم.» شمر از روى ناپاكى و 
ظلمى كه داشت در پاسـخ به درخواست امّ كلثوم علیها السلام به عكس دستور داد؛ 
سرهاى شهدا را بر بالاى نیزه‏ها كردند و در میان محمل‏ها عبور دادند و 
در نتیجه اهل بیت امام‏ حسین علیه السّلام را به صورت اسیر در میان تماشاگران 
حركت دادند تا آنان را كنار دروازه دمشق آوردند و آنها را در روى پله‏هاى مسجد جامع، 
در همان جا كه اسیران را نگه مى‏داشتند، سر پا نگه داشتند.

مجلس یزید و گریه همه حاضران‏
سپس اسیران آل محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم كه از كنیزان و زنان و 
بازماندگان حسین علیه السّلام بودند و آنان را در ردیف همه به ریسمان بسته بودند، 
وارد مجلس یزید كردند، وقتى كه آنها در آن وضع در برابر یزید قرار دادند، 
امام سجّاد علیه السّلام رو به یزید كرد و گفت: 
انشدك اللَّه یا یزید! ما ظنّك برسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم لو رءانا على هذه الصّفة؛ 
تو را به خدا سوگند اى یزید: به گمان تو اگر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم 
ما را با این وضع مشاهده مى‏نمود چه مى‏كرد؟

نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, مقالات, زینب کیری (س), احرام محرم(حیای مقدس),
برچسب ها: شام, حضرت سجاد(ع),
نظرات ()
داغی نشانده بر جگرت، یاد کربلا
خون می رود ز چشم ترت، یاد کربلا

زینب، سکینه، گریه و طفل رباب و آب
می آورند در نظرت، یاد کربلا

با زخمی از تسلَیِ زنجیرِ سلسله
مانده به روی بال و پرت، یاد کربلا

با خطبه های بی بدلت زنده کرده ای
در لحظه لحظـۀ سفرت، یاد کربلا

از قتل صبر روضه بخوان ای امام صبر
با سوزِ آه شعله ورت، یاد کربلا

از سجده های لشکر شمشیر و نیزه ها
از خنجر و سر پدرت، یاد کربلا

از لحظه ای که غارت خیمه شروع شد
آتش گرفت دور و برت، یاد کربلا

تا صبح حشر ضامن این دین و پرچم است
یاد محرم و صفرت، یاد کربلا

این جلوه های اشکِ عزا در صحیفه است
یاد خدا، شب و سحرت، یاد کربلا

نوشته شده در شنبه 9 آذر 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), اشعار ناب ماه محرم, کربلا, تصاویر,
برچسب ها: اشعار, زینب(س), کرب و بلا, تصاویر,
نظرات ()




نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س),
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), احرام محرم(حیای مقدس), تصاویر,
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()

بعضی نقاط دنیا،

عجیب العجایب است!

در طیّ قرون متمادی، از جهل مرکب عرب،

تا این زمان که هنوز هم جهل رایج است؛

تنها میان کوفه و کوفیانِ نفرین شده

این ننگ روا شده است!

آه!... آه از این عجیب ترین لب خندهای پست!

ننگ بر آن نانجیب لبی که از گریه ی لشکرِ خدا

از فرط غصه و غم لب را به لب نبست! ...

لعنت به آن لبی که واشد به گریه ها...

لعنت به خنده ها...

بر کوفه و شام و مردمش

لعنتِ مداوم خدا...

نفرین به خنده ها...
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: اشعار ناب ماه محرم, احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س), تصاویر,
برچسب ها: اشعار, تصاویر,
نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم

می خواست ذکر مصیبت بخواند گفت:
یک وقتی هم رسید که زینب سلام الله علیها و بچه های 
باقی مانده از کاروان ، بعد از تمام آن مصیبت ها

آب نوشیدند........

و خدا میداند که آن لحظه چه غوغایی بود...

و خدا میداند زینب سلام الله علیها چه حالی داشتند..

.

.

همین!!
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, حرف حساب, احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س),
برچسب ها: اشعار, تصاویر, زینب(س),
نظرات ()
مسئولین حرم مطهر عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها 
برای نخستین بار در دو سال گذشته با نصب تعدادی پروژکتور 
در اطراف گنبد و گلدسته های حرم مطهر جلوه خاصی به آن داده‌اند.


پس از آزادسازی شهرک "الحجیره" واقع در ریف دمشق جنوبی 
حرم حضرت زینب سلام الله علیها برای اولین بار پس از دو سال نورانی شد. 
مسئولین حرم مطهر عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها برای 
نخستین بار در دو سال گذشته با نصب تعدادی پروژکتور در اطراف گنبد 
و گلدسته های حرم مطهر جلوه خاصی به آن داده‌اند.
چند روز پیش یگان‌های ارتش سوریه موفق شدند، 
تسلط شبه کامل خود بر منطقه الحجیره در ریف جنوبی دمشق را 
اعمال کنند که شاهد درگیری‌های شدید و سخت میان ارتش سوریه با گروه‌های مسلح بود.
با به دست گرفتن کنترل منطقه الحجیره توسط نیروهای 
ارتش سوریه امنیت منطقه زینبیه سلام الله علیها و بارگاه مطهر حضرت 
زینب سلام الله علیها بیش از پیش تامین می‌شود.گرچه حملات تروریست ها 
در آستانه عاشورای حسینی به حرم حضرت زینب سلام الله علیها شدت گرفته بود 
اما عاشقان امام حسین علیه السلام مانند هر سال مجالس عزاداری ایام محرم را 
در حرم حضرت زینب سلام الله علیها و برخی محله های دیگر دمشق برپا کردند.
نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: تصاویر, احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س),
برچسب ها: شام, خبر, تصزینب(س),
نظرات ()
تمامی مردم به کاخ ابن زیاد دعوت شده بودند. ابن زیاد نقشه‌های 
فراوانی برای این مراسم داشت. به محض اینکه سر مقدس ابی عبدالله 
در مجلس  وارد شد، گویی خورشید نمایان گردیده بود. 
سر در طشتی روبروی ابن زیاد (لعنه الله علیه) قرار گرفت.

تمامی مردم به کاخ ابن زیاد دعوت شده بودند. ا
بن زیاد نقشه‌های فراوانی برای این مراسم داشت. به محض اینکه سر مقدس 
ابی عبدالله در مجلس  وارد شد، گویی خورشید نمایان گردیده بود. 
سر در طشتی روبروی ابن زیاد لعنه الله علیه قرار گرفت.(1)
دیوار های دارالاماره سیل خون و آتش سرازیر می‌کردند.(2)
نور چشم های پیامبر را در هیئت اسیران وارد مجلس کردند. 
همه چیز حاضر بود. دیگر همه چیز آماده بود. ابن زیاد لبخند نحسی زد. 
دست بر چوبدستی برد. چوبدستی خود را به دندان‌های کسی می‌زد که بارها
خود را در آغوش پیامبر احساس کرده بود.(3) چوبدستی به دندان‌هایی
اصابت می‌­کرد که بوسه گاه پیامبر بود.(4) ابن زیاد گفت 
((به راستی چهره ای زیبا و دندان هایی سفید داشته‌ای یا اباعبدالله!
اما چرا اینقدر زود پیر شده ای؟)) (5) نمی‌دانم؛ اما گمان کنم تو نیز 
اگر پسرت را میان گرگ هایی می­‌دیدی که... ناگهان شمشیر ها در 
گوشه ای از میدان بالا و پایین می‌رفت. ابا عبدالله نگران شد. 
بر روی اسب به سرعت خود را به آنجا رساند. اشرار را دور کرد... ابن زیاد! 
تو هم اگر می­‌دیدی که پسرت را چه ها که نکرده اند این گونه موهایت سفید می­‌شد. 
این چه گستاخی است با حجت خدا. آیا آن چوبدستی نعمت خدا نیست؟ 
آیا تو روزی خوار خدا نیستی؟ آیا اصلا می­‌توانی تصور کنی چه می­کنی؟ 
نه مسلما نه؛ چرا که شکم هایتان از مال حرام پر شده است. 
ابن زیاد سر شومش را بلند کرد به اسیران نگاهی انداخت. 
زنی را در کنجی از قصر دید. با اینکه او را شناخت پرسید: 
آن زن کیست؟ جوابی نیامد. سه بار تکرار کرد تا از چابلوسانش جوابی 
رسید که اِنَّها زینب بنت علی بن ابیطالب. این زینب است. 
چه والا مقام است این بانو که باعث زینت شخصی است که زینت تمام کائنات است. 
آری زینب زینت پدرش امیر المومنین است. 
ابن زیاد ملعون شروع به سخن کرد خدا را سپاس که شما را رسوا نمود و 
مردان شورشگرتان را از میان برداشت و دروغتان را فاش نمود. 
زینب برخاست. خطاب به ابن زیاد گفت: سپاس خدایی را که ما را 
به شرافت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم گرامی داشت و 
ما را پاک نمود از هر آنچه بدی است و بدان که تنها انسان های فاسق و 
بد کار رسوا می­‌شوند نه خاندان عصمت! عبید الله از شهامت و سخنان او 
-که گویی از لبان امیر المؤمنین علی بن ابیطالب سخن می­‌گفت- به شگفت آمد 
و گفت: کیف رایت صنع الله باهل بیتک؟ کار خدا را با خاندان و برادرت چگونه دیدی؟ 
زینب پاسخ داد: ما رایت الا جمیلا...(6) آری ابن زیاد! با کسانی در افتادی 
که نمی‌توانی آنان را از بین ببری؛ هر چند تمام عزیزانشان را تکه تکه کرده باشی. 
اینان رشته های متصل به عرش الهی هستند. زینب جان! 
چگونه می‌توان در فوج وقایع عاشورا جز زیبایی چیزی ندید. 
چطور می‌توانی سر برادرت را ببینی اما آن را هم زیبا ببینی! 
عجب صبری داری! ابن زیاد دید که دیگر نمی­‌شود با این عالمه بدون معلم ادامه داد؛ 
پس روی سخن را به سمت مرد کاروان کرد و گفت : تو کیستی؟ 
گفت: من علی بن الحسینم. پرسید: مگر خدا علی را نکشت؟ 
قاطعانه پاسخ داد: من برادری داشتم که از خودم بزرگتر بود و نام او را نیز علی 
گذاشته بودند؛ آری مردم او را کشتند. ابن زیاد عصبانی شد؛ گفت: بلکه خدا او را کشت. 
امام سجاد علیه السلام گفت: آرى، هر كس كه بمیرد، 
خدا او را مى‏‌میراند؛ چرا كه مرگ و زندگى به دست خداست؛ 
امّا سپاه تو برادرم را كشت! ابن زیاد فریاد زد: ببرید این مرد را گردن بزنید 
که این چنین گستاخانه در دربار من سخن می­‌گوید. اینجاست که زینب جلو آمد. 
سر برادر زاده اش را در آغوش گرفت. ابن زیاد! 
هر چه از ما خون ریختی برایت بس است. اگر بخواهی این را بکشی 
باید من را هم بکشی! ابن زیاد تحمل نکرد. حریف‌شان نمی­‌شد.
دستور داد که علی بن الحسین را به حال خود بگذارند.(7) حضور اینان در
 کوفه برایش گران تمام می­‌شد. دستور داد که در خانه ای کنار 
مسجد جامع بمانند تا هر چه سریعتر آنان آماده سفر طولانی تری شوند؛ 
اما زینب سلام الله علیها شرط کرد که هیچ زن عربی به دیدن آنان نیاید
مگر از کنیزان که مثل آنان اسیر باشند.(8) چه کشیده دختر امیرالمؤمنین!
 آری آرام آرام باید به سمت شام رفت. گویی رقیه دلش برای پدرش تنگ شده است...
 
نویسنده: تحریریه سایت تخصصی امام حسین علیه السلام - سید محمد بنایی
 
پی‌نوشت:
______________________________
1- موسوعه الامام الحسین علیه السلام / جلد5 / صفحه 872
2- همان / صفحه 760
3- همان / صفحه 716
4- همان / صفحه 731
5- همان / صفحه 730 (... قد اسرع الشیب الیک یا اباعبدالله...)
6- همان / جلد 6 / صفحه 14
7- همان / صفحه 37
8- همان / صفحه 66 و 67
نوشته شده در دوشنبه 27 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س), دلدادگان, مقالات,
برچسب ها: روایات, زینب(س),
نظرات ()
دســـته
دســـته
بغــض ...
در گلـــو ...

زود اســت ...

" تـکیـه " هــا را
جــمع نــکنید...

هــنوز
کــاروان در راه ست و
خــرابــه در پیــش ...

زیــنب (س)
" تکیــه " گــاهی
نــدارد ...

الســلام علیكــــــــ
یا ام المصائب یا زینب كبری (س)

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), احرام محرم(حیای مقدس), اشعار ناب ماه محرم, تصاویر,
برچسب ها: اشعار, زینب(س), شام, تصاویر,
نظرات ()
پس از آنكه حضرت زینب(س) و سایر زنان وارد مجلس یزید شدند 
و مورد تجلیل و تكریم قرار گرفتند، به یاد تحقیر و اهانت هایى افتادند 
كه در همین مجلس از سوى یزید به ایشان شده بود. از این رو، 
نخست مشغول ناله و زارى شدند.

پس از لحظاتى یزید از پشت پرده سر بر كشید و از آنان معذرت خواهى 
كرد و به حضرت زینب(س) گفت: ناله و شیون چه فایده دارد؟! 
صبر و بردبارى پیشه ساز! و از هم اكنون شما این اختیار را دارید 
که در دمشق باشید یا به مدینه بروید. و ضمناً هر نوع حاجتى دارید بگویید تا بر آورده نمایم.

در این هنگام حضرت زینب (س) بدون اینكه اظهار كوچكى و زبونى كند، 
یزید را یا بن الطلقاء خطاب کرد و سه چیز از او درخواست كرد:

1- عمامه نیایش پیغمبر(ص) كه آن را از سر امام حسین(ع) برداشته بودند.

2- مقنعه مادرش حضرت فاطمه(س) كه آن را از زینب (س) ربوده بودند.

3- پیراهن برادرش حسین(ع) را كه از بدنش بیرون آورده بودند.

نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س), تصاویر, مقالات,
برچسب ها: روایات, شام, زینب(س),
نظرات ()
تصاویری از مراسم شام غریبان در خیمه گاه حسینی
















نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), تصاویر, کربلا, اخبار, زینب کیری (س),
برچسب ها: کرب و بلا, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
على اكبر مى رزمد و مى جنگد. آفتاب گرم كربلا غوغا مى كند. 
تشنگى بر او غلبه كرده است.
على اكبر باز مى گردد. چقدر پیكرش زخم برداشته است!
اكنون او مقابل پدر مى ایستد و مى گوید: 
«تشنگى مرا كُشت بابا! سنگینى اسلحه توانم را بریده است. 
آیا آبى هست تا بنوشم و بر دشمنان حمله ببرم».
چشمان امام حسین(ع)پر از اشك مى شود. آخر پاره جگرش از 
او آب مى طلبد. صدا مى زند: «اى محبوب من! صبر داشته باش!». 
نگاه كن! اشك در چشم امام حلقه مى زند و مى فرماید: 
«پسرم! به زودى از دست جدّ خود، رسول خدا سیراب خواهى شد».
على اكبر به میدان برمى گردد. شمشیر او در هوا مى چرخد و پى درپى 
دشمنان را به تباهى مى كشاند. همه از ترس او فرار مى كنند. 
نیزه ها و تیرها همچنان پرتاب مى شود و سرانجام نیزه اى به كمر 
على اكبر اصابت مى كند. اكنون نامردان كوفه فرصت مى یابند و بر فرق 
سرش شمشیر مى زنند. خون فوران مى كند و او سر خود را روى گردن اسب مى نهد.
خون چشم اسب را مى پوشاند و اسب به سوى قلب دشمن مى رود. 
دشمنان شادى و هلهله مى كنند و هر كسى با شمشیر ضربه اى به 
على اكبر مى زند. اسب سرگردان به میدان باز مى گردد و 
على اكبر روى زمین مى افتد و فریاد مى زند: «بابا! خداحافظ!». ......
امام حسین(ع)به سرعت مى آید و پیكرِ پاره پاره جوانش را در آغوش مى كشد.
نگاه كن! حسین، سر على اكبر را به سینه گرفته است. 
على اكبر چشم خود را باز مى كند و چهره پدر را مى بیند. 
او به یاد مى آورد كه دل پدر براى تشنگى او سوخته بود.
او مى خواهد با پدر سخن بگوید: 
«بابا! این جدّم، رسول خداست كه مرا از آب كوثر سیراب مى نماید».
على اكبر روى دست بابا در حال جان دادن است. 
امام او را به سینه مى گیرد، امّا رنگِ او زردِ زرد شده، 
خون از بدنش رفته و در حال پر كشیدن به اوج آسمان ها است.
ناگهان، ناله اى مى زند و جان مى دهد. پدر فریاد مى زند: 
«پسرم!»، امّا دیگر صدایى به گوشش نمى رسد. 
پدر صورت به صورت جوانش مى گذارد و مى گوید: 
«بعد از تو، دیگر، زندگى دنیا را نمى خواهم.»
خدایا! چه صحنه اى است. حسین كنار جسم بى جان پسر گریه مى كند. 
زینب(س)شتابان به سوى میدان مى آید. و نگران است كه اگر دیر برسد، 
حسین(ع)از داغ جوانش، جان بدهد.
نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: زینب کیری (س), حضرت اباعبدالله الحسین(ع), زینب کیری (س), احرام محرم(حیای مقدس),
برچسب ها: داستان, کرب و بلا,
نظرات ()


هنگامى که زنان کوفه با مشاهده اوضاع و احوال کاروانیان حسینى، 
زارى مى‏کردند، و گریبانهاى خود را چاک مى‏زدند و مردان کوفى نیز 
بهمراه آنان مى‏گریستند و بیتابی‌ها مى‏کردند، حضرت زینب علی‌ها السلام بر 
سر مردم نهیب زد که: «خاموش باشید!»

با این نهیب، نه تنها آنه جماعت انبوه ساکت شدند بلکه زنگ شتران نیز از صدا افتاد.

آنگاه حضرت زینب علی‌ها السلام پس از حمد و ستایش پروردگار و 
درود بر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم خطاب به آنان فرمود: 
«اى مردم کوفه! اى جماعت نیرنگ و افسون و بى بهرگان از غیرت و 
حمیت! اشک چشمتان خشک مباد و ناله‌هایتان آرم نگیرد، مثل شما مثل آن
 زنى است که تار و پود تافته خود را در هم ریزد و رشته‏هاى آن را از 
هم بگسلد، شما سوگند‌هایتان را دست آویز فساد و نابودى خود قرار دادید.

شما چه دارید جز لاف و غرور و دشمنى و دروغ؟! و بسان کنیزان 
خدمتکار، چاپلوسى و سخن چینى کردن؟! و یا همانند سبزه‏اى که از 
فضولات حیوانى تغذیه مى‏کند و بر آن مى‏روید، و یا چون نقره‏اى که 
روى گور‌ها را بدان زینت و آرایش کنند، داراى ظاهرى فریبنده و زیبا، 
ولى درونى زشت و ناپسند!

براى (آخرت) خود، چه بد توشه‏اى اندوخته و از پیش فرستادید تا خداى را 
به خشم آورید و عذاب جاودانه او را به نام خود رقم زنید! آیا شما 
(شمایى که سوگند‌هایتان را ندیده گرفتید، و پیما‌‌نهایتان را گسستید) 
براى برادرم - حسین - گریه مى‏کنید؟! بگریید که شایسته گریستنید، 
بسیار بگریید و اندک بخندید که ننگ (این کشتار بیرحمانه) گربیانگیر 
شما است و لکه این ننگ (ابدى) بر دامان شما خواهد ماند، آن چنان 
لکه ننگى که هرگز از (دامان) خود نتوانید شست.

و چگونه مى‏خواهید این لکه ننگ را بشویید در حالى که جگر گوشه 
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و سید جوانان بهشت را 
(به افسون و نیرنگ) کشتید؟!‌‌ همان کسى که در جنگ، سنگر و پناهگاه 
شما بود و در صلح مایه آرامش و الیتام شما، و نه به مثابه زخمى که با 
دهان خون آلوده به روى شما بخندد. در سختی‌ها و دشواری‌ها، امیدتان 
به او بود و در ناسازگاری‌ها و ستیزه‏‌ها، به او روى مى‏آوردید.

آگاه باشید که توشه راهى که از پیش براى سفر (آخرت) خود فرستادید 
بد توشه‏اى بود، و بار سنگین گناهى که تا روز قیامت بر دوش‌هایتان 
سنگینى خواهد کرد، گناهى بس بزرگ و ناپسند است.

نابودى باد شما را، آنهم چه نابودى! و سرنگونى باد (پرچم) شما را، 
آنهم چه سرنگونى!

تلاش (بى ثمرتان) جز ناامیدى ثمر نداد، دستان شما (براى همیشه) 
بریده شد و کالایتان (حتى در این بازار دنیا) زیان کرد، خشم الهى 
را به جان خود خریدید و مذلَت و سر افکندگى شما حتمى شد.

آیا شما مى‏دانید که چه جگرى از رسول خدا شکافتید، و چه پیمانى 
گسستید و چه حرمتى از آنان دریدید و چه خونهایى را ریختید؟!!

کارى بس شگفت کردید! آنچنان شگفت که نزدیک است از هراس 
(این حادثه) آسمان‌ها از هم بپاشد! و زمین‌ها از هم بشکافد! و کوه‌ها 
از هم فرو ریزد! مصیبتى بس دشوار و جانفرسا و طاقت سوز و شوم 
و در هم پیچیده پریشانى که از آن راه گریزى نیست، و در بزرگى و 
عظمت همانند درهم فشردگى زمین و آسمان.

آیا در شگفت مى‏شوید اگر (در این مصیبت جانخراش) چشم آسمان، 
خون ببارد؟!

هیچ کیفرى از کیفر آخرت براى شما خوار کننده‏‌تر نیست، و آنان 
(سردمدران حکومت اموى) دیگر از هیچ سویى یارى نخواهند شد، 
این مهلت شما را مغرور نسازد که خداوند بزرگ از شتابزدگى در کار‌ها، 
پاک و منزه است، و از پایمال شدن خون (بیگناهى، چرا) بهراسد 
(که او انتقام گیرنده است) و در کمین ما و شماست...
نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س), مقالات,
برچسب ها: روایات, شام, زینب(س),
نظرات ()
تصویر حرم حضرت رقیه (س) در شام غریبان
نوشته شده در شنبه 25 آبان 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: احرام محرم(حیای مقدس), زینب کیری (س), دلدادگان, تصاویر, مقالات,
برچسب ها: شام, تصاویر, جهان بین,
نظرات ()
صفحات دیگر
كل صفحات 2 |  1, 2,
آخرین مطالب ارسالی
آمار و امكانات
  • آخرین بروزرسانی :
  • تعداد كل مطالب :
  • تعداد کل نویسندگان :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید کل :
  • آخرین بازید از وبلاگ :
آمار و امكانات
این صفحه را به اشتراک بگذارید
RSS
ساعت فلش مذهبی تاریخ روز
دعای فرج
روزشمار محرم عاشورا
دعای عظم البلا دانشنامه عاشورا
زیارت عاشورا آیه قرآن تصادفی مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی آیه قرآن پخش زنده حرم

مهدی بیا

پیج رنک گوگل
Up Page
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic