در حال بارگذاری اطلاعات ...
درباره ما
    برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!

    میدانی چرا؟!

    امامِ گذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،

    اما امامِ حاضر را باید فرمان ببرند.

    وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...

    حبیب الله نعیمی هستم دانش آموز کلاس سوم ریاضی در دبیرستان تیزهوشان میناب.
    در غنی سازی این وبلاگ! از حسینیه شبکه اجتماعی نت ایران و سایت تخصصی امام حسین (ع) یاری گرفتم. امید است با نظر دادن به مطالب ما را در رشد و پیشرفت وبلاگ یاری رسانید.
    با دیدن صفحه اصلی وبلاگ جدید ترین مطالب را از دست ندهید!
    التماس دعا
معرفی صفحه
همین كه سید خشت بالای سر را برداشت دیدند افتاد؛ زیر بغلش را گرفتند؛ 
هی می‌گفت: «ای وای بر من.. وای بر من.. به ما گفته بودند یزید لعنةالله علیه، 
زن غسّاله و كفن فرستاده ولی اکنون فهمیدم دروغ بوده، 
چون دختر با پیراهن خودش دفن شده..»
به گزارش جهان به نقل از مشرق، عالم بزرگوار مرحوم آیت‌الله علامه 
"ملاّ محمّد هاشم خراسانی"* می‌نویسد: عالم جلیل شیخ محمّدعلی شامی كه 
از جمله علمای نجف اشرف بود به حقیر فرمود: جدّ مادری من، 
جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقی كه نَسَبش به سیّد مرتضی علم‌الهدی منتهی می‌شد
و سنّ شریفش بیش از ۹۰ سال بود، سه دختر داشت و اولاد پسر نداشت. 
شبی دختر بزرگ ایشان حضرت رقیّه دختر امام حسین علیه‌السلام را در 
خواب دید كه فرمودند: «به پدرت بگو: به والی بگوید: 
میان لحد و جسد من آب افتاده، و بدن من در اذّیت است، بیاید قبر و لحد مرا تعمیر كند.»

دختر به سیّد عرض كرد، ولی سیّد از ترس اهل تسنّن، به خواب اعتنا ننمود. 
شب دوّم دختر وسطی سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت، ترتیب اثری نداد. 
شب سوّم دختر كوچك سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت، باز ترتیب اثری نداد. 
شب چهارم خود سیّد حضرت رقیّه را در خواب دید كه به طریق عتاب فرمودند: 
چرا والی را خبردار نكردی؟!

سیّد بیدار شد، صبح نزد والی شام رفت و خوابش را گفت. 
والی به علماء و صلحاء شام از شیعه و سنّی امر كرد كه غسل كنند و 
لباس‌های پاكیزه بپوشند، به دست هر كس قفل ورودی حرم مطهّر باز شد، 
همان كس برود و قبر مقدّس او را نبش كند، پیکر را بیرون آورد تا قبر را تعمیر كنند.

صلحاء و بزرگان از شیعه و سنّی در كمال آداب غسل كردند و 
لباس پاكیزه پوشیدند، قفل به دست هیچ كس باز نشد مگر به دست خود مرحوم سیّد، 
و چون میان حرم آمدند كلنگ هیچ كدام بر زمین اثر نكرد، مگر به دست سیّد ابراهیم.

حرم را قُرق كردند و لحد را شكافتند. دیدند بدن نازنین حضرت رقیه سلام‌الله علیها، 
میان لحد و كفن صحیح و سالم است اما آب زیادی میان لحد جمع شده است.

سیّد در قبر رفت، همین كه خشت بالای سر را برداشت دیدند سیّد افتاد. 
زیر بغلش را گرفتند، هی می‌گفت: «ای وای بر من.. وای بر من.. 
به ما گفته بودند یزید لعنةالله علیه، زن غسّاله و كفن فرستاده ولی اکنون 
فهمیدم دروغ بوده، چون دختر با پیراهن خودش دفن شده. 
من بدن را منتقل نمی‌كنم، می‌ترسم بدن را منتقل كنم و دیگر به عنوان 
"رقیّه بنت الحسین" شناخته نشود و من نتوانم جواب بدهم.

سیّد بدن شریف را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهاد و 
سه روز بدین گونه بالای زانو خود نگه داشت و گریه می‌كرد تا 
اینكه قبر را تعمیر كردند.

وقت نماز كه می شد سیّد بدن حضرت را بالای جایی پاكیزه می‌گذاشت. 
پس از فراغ از نماز برمی‌داشت و بر زانو می‌نهاد، تا اینكه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند، 
سید بدن را دفن كرد. و از معجزه آن حضرت این كه سیّد در این سه روز 
احتیاج به غذا و آب و تجدید وضو پیدا نكرد و چون خواست بدن را دفن كند دعا كرد 
كه خداوند پسری به او عطا فرماید. دعای سیّد به اجابت رسید و 
در سن پیری خداوند پسری به او لطف فرمود که نام او را "سیّد مصطفی" گذاشت.

آنگاه والی واقعه را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت؛ او هم تولیت زینبیّه و 
مرقد شریف حضرت رقیّه و امّ كلثوم و سكینه را به سید ابراهیم واگذار کرد.

این قضیه در سال ۱۲۴۲ هجری شمسی رخ داده و در کتاب «معالی» هم این قضیّه 
مجملاً نقل شده و در آخر اضافه کرده است: 
«فَنزلَ فی قبرها و وَضع علیها ثوباً لفَّها فیه و أخْرجها، 
فإذا هی بنتٌ صغیرةٌ دُونَ البُلوغِ و كانَ متْنُها مجروحةً مِنْ كثرةِ الضَّرب» 
« آن سیّد جلیل وارد قبر شد و پارچه ای بر او پیچید و او را خارج نمود، 
دختر كوچكی بود كه هنوز به سن بلوغ نرسیده، 
و پشت شریفش از زیادی ضربات مجروح بود.»

پس از درگذشت سیّد ابراهیم، تولیت آن مشاهد مشرفه به پسرش سیّد مصطفی 
و بعد از او به فرزندش سیّد عبّاس رسید.

فرزندان سیّد ابراهیم دمشقی معروف و مشهور به 
"مستجاب الدعوه هستند به گونه‌ای که هر گاه دست خود را به موضع 
دردناک بیماری بگذارند فوری آرام می‌شود و این اثر را از جدّ بزرگ 
خود به ارث برده‌اند که این خاصیت، ناشی از نگهداری بدن شریف آن 
مظلومه به مدت سه شبانه‌روز است.

این موضوع پیش از این به صورت روضه‌خوانی از سوی حجت‌الاسلام سید حسین مؤمنی و 
حجت‌الاسلام سید عبدالله فاطمی‌نیا، در حرم مطهر امام رضا(ع) خوانده شده و 
مورد تأیید علما نیز قرار گرفته است.
نوشته شده در سه شنبه 19 آذر 1392 توسط حبیب الله نعیمی
موضوعات: مقالات,
برچسب ها: رقیه بنت الحسین, روایات,
نظرات ()
آخرین مطالب ارسالی
آمار و امكانات
  • آخرین بروزرسانی :
  • تعداد كل مطالب :
  • تعداد کل نویسندگان :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید کل :
  • آخرین بازید از وبلاگ :
آمار و امكانات
این صفحه را به اشتراک بگذارید
RSS
ساعت فلش مذهبی تاریخ روز
دعای فرج
روزشمار محرم عاشورا
دعای عظم البلا دانشنامه عاشورا
زیارت عاشورا آیه قرآن تصادفی مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی آیه قرآن پخش زنده حرم

مهدی بیا

پیج رنک گوگل
Up Page
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic